و فرموده است :
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ
؛ ميراند خداى تعالى او را صد سال ، بعد از آن زنده گردانيد ( و بعضى گفتهاند كنايه از عزير يا خضر است ، و دلالت اين بر رجعت ظاهر است . ) و فرموده است :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ
« 1 » ؛ يعنى آيا نمىبينى جماعتى را كه بيرون رفتند از ديار خود و حال آنكه چند هزار كس بودند از ترس موت . ( چون طاعون در ديار ايشان حادث شده بود ) .
پس خداى تعالى به ايشان گفت بميريد ( به قدرت خدا مردند ) .
بعد از آن زنده كرد ايشان را . ( و اين اعلام و اخبار ايشان بود به اينكه گريزى نيست از قضاى خداى تعالى و نه خلاصى از قدر او بلكه هر چه خواهد چنان مىشود و دلالت اين آيه نيز به رجعت واضح است . ) اين است دلايل از كتاب خداى تعالى .
و به تحقيق رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است :
يحشر المتكبّرون في صور الذّرّ يوم القيامة
« 2 » ؛ يعنى متكبّران محشور مىشوند در روز قيامت به صورت مور .
و فرموده است : « لم يجر في بنى اسرائيل شىء إلّا و يكون في أمّتى مثله حتّى المسخ و الخسف و القذف » « 3 » ؛ يعنى جارى نشده است در بنى اسرائيل هيچ چيز مگر اينكه در امّت من هم مثل آن باشد . حتى خسف ( يعنى زمين فرو رفتن ) و مسخ ( يعنى اينكه آدمى به صورت حيوان ديگر شود ) و قذف ( يعنى به آتش افتادن و سنگبار شدن ) و حذيفه گفته است :
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 243 .
( 2 ) « الكافى » 2 / 311 با مختصر تفاوت ، « سنن ترمذى » 4 / 221 حديث 2500 .
( 3 ) « ميزان الاعتدال » 3 / 288 .