تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
دانت و ما دانت له عنوة * حتّى تدهدى عرشه الاكبر
اطاعت كرد و ليكن اطاعت نكرد از روى قهر تا وقتى كه لرزيد عرش بزرگ آن ( و گويا اشاره به در آن قلعه است كه آن حضرت كند ) .
و يوم سلع إذ اتى عاتبا * عمرو بن عبد مصلتا يخطر
ياد كن روز سلع را در وقتى كه آمد عمرو بن عبد ودّ در حالى كه تجاوز كرده بود از حد و از غلاف كشيده بود شمشير را و تجبّر و تكبّر داشت .
يخطر بالسّيف مدلّا كما * يخطر فحل الصّرمة الدّوسر
تكبر داشت به شمشير چنان كه تكبر دارد شتر نر بزرگ و ضخيم در ميان گلهء شتران .
إذ جلّل السّيف على رأسه * أبيض عضبا حدّه مبتر
در وقتى كه زد آن حضرت شمشير را بر سر عمرو شمشير سفيد بود و قاطع و تندى آن قاطع و برنده بود .
فخرّ كالجذع و أوداجه * ينصبّ منها حلب احمر
پس افتاد عمرو مثل شاخ درخت و رگهاى او مىريخت از آنها شير سرخ يعنى خون . ( 30 ) و آنچه جارى شده است ميان سيّد و سوّار آن چيزى است كه نقل كرده است حرث بن عبد اللَّه ربعى و گفته است كه نشسته بودم در مجلس منصور و او در « جسر اكبر » بود و سوّار پيش او بود و سيّد مىخواند اين اشعار را :
انّ الاله الّذى لا شىء يشبهه * آتاكم الملك للدّنيا و للدّين
؛ يعنى به درستى كه خداى تعالى كه هيچ چيز مثل او نيست داده است به شما ملك براى دنيا و دين .
آتاكم اللَّه ملكا لا زوال له * حتّى يقاد اليكم صاحب الصّين
داده است خدا به شما ملكى كه زوال ندارد حتى اينكه مىرانند به جانب شما پادشاه چين را .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 200 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري