؛ يعنى روزى كه حشر مىكنيم و زنده مىگردانيم از هر امتى فوجى را از آن جماعت كه تكذيب مىكنند آيات ما را پس نگاه داشته مىشود اول آن فوج تا اينكه آخرشان به ايشان ملحق شوند . ( و اين كنايه از كثرت و بسيارى ايشان است .
پس در اين آيه معلوم شد جمعى كه تكذيب آيات خدا مىكنند از هر امتى زنده خواهند شد ) .
و فرموده است در موضع ديگر
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
« 1 » ؛ يعنى حشر كنيم مردم را و ترك نكنيم هيچ كس از ايشان را ( يعنى همه كس را جمع كنيم روز قيامت ) پس دانستم كه دو حشر مىباشد يكى عام ( كه شامل همه كس هست و آن از آيه دوم معلوم مىشود ) و ديگر مخصوص به بعض ( چنان كه از آيه اول معلوم شد ) .
و فرموده است :
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ
« 2 » ( حكايت از كفّار است كه مىگويند : ) ، يعنى خداى تعالى ميراند ما را دو مرتبه و زنده گردانيده دو مرتبه پس اعتراف كرديم به گناهان خود ( اعتراف كرديم به حشر و هر چه خدا فرموده است ) پس آيا هست راهى كه به آن رويم و بيرون رويم از عذاب و خلاص شويم از آن ؟
( بدان كه مراد به دو مرتبه زنده شدن چنان كه در تفاسير اهل سنت مثل صاحب كشّاف و قاضى بيضاوى « 3 » و غير ايشان مذكور است . عدمى است كه پيش از حيات دارند و عدمى كه بعد از آن و حياتى كه اول دارند و حيات روز قيامت با عدم بعد از حيات اول و عدم بعد از حيات در قبر و حيات اول و حيات در قبر . و ظاهر كلام سيد اين است كه مراد عدم پيش از حيات و بعد از آن است و حيات اول و حيات بعد از رجعت است تا اينكه دليل بر صحت رجعت باشد . )
هامش
( 1 ) سوره كهف ، آيه 47 .
( 2 ) سوره غافر ، آيه 11 .
( 3 ) « تفسير كشّاف » 4 / 154 ، « انوار التنزيل بيضاوى » 5 / 36 .