بد است سوار با دانشمند كريمى كه تفضيل داده شده است و زيادتى دارد به فضل بر هر فاضلى ( و اين ظاهرا اشاره به امير المؤمنين عليه السّلام است ) .
و يعتدى بالحكم في معشر * أدّوا حقوق الرّسل للرّاسل
ظلم مىكند سوار در حكم در معشرى كه دادند حقوق رسل را به راسل ( و معنى اين ظاهر نيست و اللَّه اعلم ) .
فبيّن اللَّه تزاويقه * فصار مثل الهائم الهائل
پس ظاهر كرد خداى تعالى مزخرفات او را ، پس گرديد او مثل شترى كه سر گردان باشد و نتواند چريد و راعى نداشته باشد ، يعنى سرگردان و متحير شد .
منصور به سيّد گفت : ترك كن هجو سوار را ! سيّد گفت : يا امير المؤمنين ، اول آنكه ابتداء كرد ترك كند آزار مرا تا اينكه من هم او را ترك كنم .
پس منصور به سوّار ، گفت : به تحقيق تكلّم كرد سيد به كلامى كه انصاف در آن بود ، تو ترك كن آزار او را تا آنكه تو را هجو نكند .