ابو جعفر منصور و او فرود آمده بود در جسر اكبر « 1 » تا اينكه يارى بجويد به او بر ايذا كردن سيّد .
پس سيد پيش از او رفت پيش منصور و خواند براى او قصيدهاى را كه گفته بود در آن اين اشعار را .
يا أمين اللَّه يا من * صور يا خير الولاة
انّ سوّار بن عبد اللّ * ه من شرّ القضاة
؛ يعنى اى امين خداى تعالى واى منصور واى بهترين والىها و خليفهها ، به درستى كه سوار بن عبد اللَّه بدترين قاضىهاست .
نعثلىّ جملىّ / لكم غير موات * جدّه سارق عنز / فجرة من فجرات
عثمانى و جملى است و ندارد دوستى به شما و جدّ او دزديده است بز رسول را و بدى بوده است از بدان .
و الّذى كان ينادى / من وراء الحجرات * يا هناة اخرج الينا / انّنا اهل منات
جدّ او كسى است كه فرياد مىكرده است از بيرون حجرههاى رسول صلّى اللَّه عليه و آله كه اى فلان بيرون بيا به سوى ما به درستى كه ما اهل فلانيم . « 2 »
فاكفنيه لا كفاه اللَّه / شرّ الطّارقات * سنّ فينا سننا كانت مواريث الطّغاة
پس كفايت كن اى منصور شرّ او را از من و خدا كفايت نكند از او شر حوادث را ، قرار داده است او در ميان ما طريقها كه ميراث اهل جور و طغيان است .
راوى گويد پس خنديد ابو جعفر منصور و گفت من تو را قاضى كردم ، پس مدح كن سوّار را چنان كه او را هجو كردى . پس سيد اين اشعار را انشاد كرد :
هامش
( 1 ) پل بزرگ
( 2 ) اشاره دارد به نزول آيه حجرات در باره بنى عنبر كه اجداد قاضى سوّار بودهاند ( علامه امينى - الغدير 2 / 256 ) .