تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
قصه مشهور است « 1 » كه شرح و بيان آن به طول مىانجامد و آن را اهل سير و تواريخ مىدانند و پدر عبد اللَّه يعنى عبد المطّلب صد شتر سرخ به فداء او داد و ترك ذبح كرد . هر گاه آن چيزى كه خداى تعالى به آن از محنت اسماعيل عليه السّلام به سبب ذبح خبر داده است بر جليل‌تر فضيلتى و بهتر منقبتى براى او دلالت كند محتاج شديم در حال خوابيدن امير المؤمنين عليه السّلام در جاى آن حضرت نظر كنيم كه آيا به فضيلت اسماعيل نزديك است يا مساوى آن است ؟ پس چون نظر كرديم به حسب ظاهر ، يافتيم زياده بر آن است ؛ زيرا ابراهيم عليه السّلام به پسر خود اسماعيل عليه السّلام گفت : در خواب ديدم تو را ذبح مىكنم پس ببين چه خواهى كرد . اسماعيل عليه السّلام گفت : اى پدر ، به آنچه مأمورشده‌اى بكن ان شاء اللَّه مرا از جمله صبركنندگان خواهى يافت . پس در اين محنت اطاعت پدر كرد با علم به شفقت پدر بر پسر و رحم و محبت او به وى و جزم به اينكه اين فعل نزديك نيست از جانب پدر نسبت به پسر واقع شود . بلكه اين در گذشته هم واقع نشده و توهّم آن در آينده نيز نمىرود ، و با ظنّ قوى به اين كه اين قول و جزم به كشتن وى امتحان اطاعت اوست ، پس بنا بر اين بسيارى خوف زايل مىشود و اميد سلامتى حاصل مىگردد . و امير المؤمنين عليه السّلام را ابو طالب به خوابيدن جاى رسول صلّى اللَّه عليه و آله و فدا كردن جان خويش خوانده بود ، و حال آنكه ابو طالب را طاعت و فرمانى بر آن حضرت مثل قربانى كه انبياء بر خلايق دارند نبود و آن حضرت را در اين امر به طريق وحى از جانب خداى تعالى نخوانده بود ؛ چنان كه ابراهيم عليه السّلام پسرش را امر كرد و آن را به وحى از جانب خداى تعالى نسبت داده بود . بلكه ابو طالب از پيش خود امر نمود و با اين حال امير المؤمنين عليه السّلام مىدانست كه قريش شديدترين مردم نسبت به رسول عليه السّلام و سنگدل‌ترين ايشان هستند و هر عاقلى مىداند تفاوت و فرق ميان
هامش
( 1 ) « الكامل في التاريخ ابن اثير » 2 / 6 - 7 .