شيخ فرمود : در جواب ايشان گفته مىشود كه شما به سبب جهلى كه داريد خود بنفسه اعتراف كردهايد كه به اين دليل سست و ضعيف طعن بر كتاب خداى تعالى مىزنيد ، زيرا اگر وجه و علّت گفتهء شما صحيح باشد هر آينه واجب مىشود سكينه در روز بدر و حنين بر رسول صلّى اللَّه عليه و آله نازل نشده باشد .
چون آن حضرت در اين دو موضع خوف و جزع نداشت بلكه ايمن و مطمئن بود و يقين داشت به اينكه فتح براى اوست به جهت آنكه خداى تعالى فرموده است :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
« 1 » ؛ يعنى خداى تعالى او را بر تمام اديان غالب مىكند اگر چه اهل شرك و كفر از اين كراهت داشته باشند .
پس اگر چيزى كه قرآن به آن تكلم كرده است يعنى نزول سكينه بر حضرت ، اين وجه را كه ايشان گفتهاند هلاك و فاسد مىكند .
پس اگر شما بگوئيد كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله در اين دو مقام خائف بود و اگر چه خوف وى ظاهر نشد ولى از براى اين سكينه در اين دو موضع براو نازل شد و براى اين ادّعا خود را آماده كنيد .
ما در جواب شما مىگوئيم كه قصهء آن حضرت در غار چنين بود .
( يعنى آن حضرت اگر در اين دو مقام خائف بود هر آينه در غار هم خوف داشت ؛ زيرا هر گاه او با لشكر و سپاه خوف داشته باشد پس وقتى كه تنها در غار باشد و دشمن در عقب او ، به طريق اولى خوف خواهد داشت ، و هر گاه در غار خوف داشت پس چرا مىگوئيد سكينه همين بر ابو بكر نازل شد و آن حضرت خوف نداشت . ) پس اين بحث را به چه دفع مىكنيد ؟
[ توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر ]
و اگر شما بگوئيد كه حضرت صلّى اللَّه عليه و آله در همه حال به نزول سكينه محتاج بود ، تا از او خوف و جزع زايل شود و هر چند خوف براى وى در هيچ حال حاصل نشد
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 33 .