( يعنى هرگز حضرت خوف نكرد و ليكن در هر واقعه ناچار بود سكينه نازل شود تا خوف براى وى در آن واقعه حاصل نشود . ) پس هر آينه شكستيد و فاسد نموديد آن چيزى را كه از شما گذشت كه به آن وجه ذكر كرديد ، و به بطلان قولى كه از شما نقل كرديم شهادت داديد . ( و آن دليلى است كه گفتيد در بيان اينكه چرا سكينه همين در غار بر ابو بكر نازل شد ، از اينكه او خوف داشت و حضرت خائف نبود . ) با اينكه صريح قرآن دلالت مىكند بر خلاف آنچه شما ذكر كرديد ؛ زيرا خداى تعالى فرموده است :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
« 1 » ؛ يعنى پس نازل كرد خداى تعالى سكينه خود را براو و او را تقويت كرد به لشكرى كه شما ايشان را نديديد .
پس خداى تعالى خلق خود را اعلام كرده است كسى كه براو سكينه نازل شده او به ملائكه مؤيّد است ؛ زيرا هاء « ايّده » دلالت مىكند بر آنچه « هاء » در سكينه بر آن دلالت مىكند ، و حال آنكه « هاء » در ابتداء قول خداى تعالى :
إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ
« 2 » ؛ يعنى اگر شما او را نصرت كرديد پس به تحقيق خداى تعالى او را يارى كرده است . تا قول وى :
وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
كنايه از يك شخص است و كنايه از دو شخص ديگر جايز نيست .
چنان كه جايز نيست قائلى بگويد : « زيد » را ديدم پس او را اكرام كردم و با او تكلّم كردم ، و بوده باشد كلام با « زيد » ، اكرام براى « عمر » و يا « خالد » .
و هر گاه رسول صلّى اللَّه عليه و آله مؤيّد به ملائكه باشد ، به اتفاق جميع امّت ثابت مىشود
هامش
( 1 ) سوره توبه ، آيهء 40 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 40 .