تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
كسى كه براو سكينه نازل شده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله بوده و بس . نه رفيق وى ، و هيچ شك و شبهه‌اى در اين كلام نيست . و قومى ديگر از ناصبيّه در جواب بحث سابق گفته‌اند كه سكينه اگر چه مخصوص به نبى صلّى اللَّه عليه و آله بود ليكن اين دلالت بر نقص آن مرد نمىكند ؛ زيرا « سكينه » محتاج است به آن كس كه رئيس باشد و مردم تابع او باشند نه او تابع وى . پس در جواب ايشان گفته مىشود : اين كلام شما ردّ و طعن بر خداى تعالى است ، از براى آنكه خداى تعالى سكينه را بر جمعى نازل كرده است كه در روز بدر و حنين و غير اين از مواضع و مقامات تابع و پيرو بودند . پس واجب است بنا بر اصل شما خداى تعالى كارى براى ايشان كرده باشد كه احتياج به آن نداشته باشد ، در اين صورت خداى تعالى عابث خواهد بود ( و عابث كسى را گويند كه كار لغو و عبث كند و اين در حق خداى تعالى كفر است . چنان كه فرموده است ) بلند و منزه است خداى تعالى از آنچه اهل بطلان و ضلال مىگويند ، بلندى بسيار . شيخ - ايّده اللَّه - فرمود در اين مقام شبهه‌اى است كه ايراد آن ممكن است ، و اين از دلائل ناصبيّه از آنچه در پيش گذشت قويتر است . ليكن ايشان به سوى اين راه نيافته‌اند ، و گمان ندارم به خاطر احدى از ايشان خطور كرده باشد . و آن اين است كه يكى از ايشان بگويد به تحقيق ما يافته‌ايم كه خداى تعالى دو چيز را ذكر كرده است ، باز تعبير كرده است از يكى از آن به كنايه و مراد به كنايه هر دو بوده‌اند نه اينكه مخصوص به يكى باشد . و اين مثل قول خداى تعالى است كه فرموده است :
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 » ؛ يعنى جمعى كه در گنج كرده‌اند طلا و نقره را و نفقه نمىدهند ( يعنى « نقره » را ) در راه خداى تعالى بشارت ده ايشان را به عذاب عظيم .
هامش
( 1 ) سوره توبه ، آيه 34 .