تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
پس خداى تعالى لفظ « هاء » را كنايه از نقره تنها است ايراد كرده بنا بر اصطلاح نحويّين ، و حال آنكه هر دو را با هم اراده كرده است ( از براى آنكه ظاهر است كه نفقه ندادن طلا و نقره هر دو بد است و هيچ اختصاصى به نقره ندارد . ) و همچنين شاعر گفته است :
نحن بما عندنا و انت بما * عندك راض و الرّأى مختلف « 1 »
ما به آنچه خدا به ما داده است و تو آنچه خدا به تو داده است راضى هستى و رأىها مختلف است . ( بعضى به اندك چيزى راضى مىشوند و بعضى بسيار مىخواهند ) به درستى كه شاعر اراده كرده است كه ما به آنچه به ما داده است راضى هستيم و تو آنچه به تو داده است راضى هستى . پس « راضى » را در آخر ذكر كرده و از آوردن « راضى هستم اوّل » مستغنى شده و او را نياورده است . و همچنين خداى تعالى فرموده :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
« 2 » ؛ يعنى پس سكينه خود را براو نازل كرد . و هر دوى آنها را اراده كرده است و نه يكى از ايشان را . ( يعنى ضمير « عليه » در « سكينه » راجع به يكى از ايشان است و ليكن مراد هر دو هستند چنان كه در آيه سابق بود . ) و جواب از اين شبهه از جانب خداست ، توفيق از ايشان است كه اقتصار كردن بر كنايه از يكى از دو چيز كه مذكور باشد ، نه هر دو . ( و چنانچه هر دو مراد باشد ، مجاز و استعاره است . و مجاز آن است كه لفظ بگويند و معنى بخواهند و اين معنى آن لفظ نباشد و ليكن از آن فهميده شود وقتى كه قرينه باشد مثل اينكه در حمام بگويند شير آمد زيرا فهميده مىشود كه مراد مراد
هامش
( 1 ) سيبويه ( وفات : 180 هجرى قمرى ) اين بيت را از قيس بن الخطيم آورده است : « كتاب سيبويه » 1 / 50 . ( 2 ) . سوره توبه ، آيه 40 .