مقام تحقيق برآيد زيرا فريبندگان بسيارند و فريبخوردگان بيرون از حد انتظار و آدمى هم طبعا سادهدرون و تلقينپذير است . ما از اين مقوله چيزى نگوييم ، آنچه بايد يادآور شويم اين است كه مقارن يك قرن پيش كه سطح معارف و فرهنگ اروپا نسبت به سطح فرهنگ آسيا بسيار بالا آمد و كفّهء علم در اروپا به ميزان قابل توجهى بر كفّهء علم دانشمندان ايران چربيد ، ناگهان با تأسيس مدرسهء دار الفنون پاى معلمان اروپايى به ايران باز شد و فرهنگ نوين اروپا در ايران بنيانگذارى گرديد و برنامههاى آموزشى جديد در مدارس امروزى رواج يافت و كتابهاى دانشمندان اروپا ترجمه و در مدارس ما تدريس شد . از همان اوقات ، بهطورى كه از نوشتههاى معلمان اروپايى و منابع ديگر برمىآيد ، اولين كارى كه اروپاييان در ايران كردند اين بود كه بهطور مرئى و نامرئى علوم و معارف قديم ايران را در نظرها خوار و بىمقدار و عقايد قدما را عاطل و باطل و پوچ ، جلوهگر ساخته و كليه پيشرفتها و اكتشافات علمى را به خود نسبت دادند . اين است كه از همان موقع ، دانشپژوهان ما هيچگونه ارزش و شخصيت علمى براى دانشمندان قديم ايران قايل نشده و كليه علوم را زاييدهء فكر دانشمندان چند قرن اروپا دانستند . اين وضعيت كمكم بهطور نامحسوس عقده حقارتى در وجود دانشمندان ما به وجود آورد كه اروپاييان را بزرگ و ايرانيان را حقير دانستند و اين رويه تا زمان حاضر ادامه پيدا كرده و نتيجه مستقيم آن اين بوده كه ملت ايران را كه در زمانهاى قديم دانشمندانش محقق ، مبتكر و مكتشف بودهاند ، تبديل به جامعهاى مقلّد و سطحى و زودباور كرده است . از سوى ديگر ، در چنين جامعهء زودباور و كوتهفكر كه در زمينه قبول هر نظريه و مطلبى كاملا آماده است ، بسيارى از نويسندگان ايرانى كه يا خود فريبخورده يا جيرهخوار بيگانگان و مأمور هرگونه زهرپراكنى و سمپاشى هستند ، هر لحظه در مطبوعات يا جاهاى ديگر نفت به آتش اين بيگانهپرستى پاشيده و با نيش زهرآلود قلم خود در مسخره كردن آنچه كه به قديم ايران ارتباط دارد اعم از
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٩٥