آن را تقريبا از هفت ، هشت قرن پيش بايد جستوجو كرد و اگر با نظرى دقيق و موشكاف ، تاريخ گذشته ايران را بررسى كنيم به يك سلسله حوادث تاريخى برمىخوريم كه با توجه به آنها آهى سرد از دل پردرد برخواهيم آورد . چرا و چگونه نفاق و اختلاف دايمى بين سران بزرگ كشورهاى عظيم اسلامى پديد آوردند ؟ به چه علت نفوذ و قدرت امرا و خلفا شكسته شد و ممالك پهناور آن تجزيه گرديد و بهتدريج ، ملوك الطوايفى به وجود آمد ؟ پس از آن ، چه شد كه در قرون اخير ، اين همه جنگهاى خونين بين كشور ايران و كشورهاى همجوار به بهانههاى مختلف به وقوع پيوست و دايما علل ضعف و پريشانحالى و فقر در مشرقزمين پديدار شد ؟ اين همه كيشهاى مندرآوردى و دينسازىها و مرامها و مسلكهاى مختلف و اختلاف آرا و عقايد و تشتت فكر ، تفرقه و نفاق حتى بين پدر و پسر و برادر و خواهر در اين سرزمين به چه كيفيت و چگونه پيدا شد ؟ به چه علت از صدر اسلام تا 700 سال قبل ، دانشمندان و نوابغ بزرگى نظير محمد زكرياى رازى ، ابو ريحان بيرونى ، ابن سينا ، خواجه نصير الدين طوسى ، غياث الدين جمشيد كاشانى و صدها دانشمند ديگر در كشور ما پيدا شدند كه در علوم رياضى و هيأت و نجوم و فيزيك و شيمى و مكانيك و طب و غيره به اكتشافات بزرگ نايل شدند ولى در قرنهاى اخير ، مطالعه و بحث در علوم فيزيك ، شيمى و مكانيك كفر محسوب مىشد و از دانشمندان كسى جرأت نمىكرد تحقيقاتى در حكمت طبيعى بكند و در عين حال ، مقارن با همين اوقات ، دانشهاى مزبور روز به روز در اروپا ترقى مىكرد و از ايران جلو مىافتاد ؟
ريشه اين همه افكار زهرآلود و عقايد ضد و نقيض كه مغز مردم كنونى ايران را تسخير كرده از چه موقع و از كجا سرچشمه گرفته است ؟
محقق بايد در وراى ظاهر تاريخ ، حقايق را جستوجو كند و در زير كاسهها ، نيمكاسهها را كشف كند ولى اين به عهده هر فرد است كه شخصا در
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٩٤