تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
نمىدهند ، نبايد « 1 » مسهل دهى ، فلوس بده يا روغن بادام ولى اين مريض با اين حال خطير نمىشود مسهل داد . يا تيزن مبرّدى از بنفشه و خبّازى و تاجريزى و تخم خرفه با شيرخشت دهى و امالهء فلوس يا مبرّدات از ماء الشعير جو و بنفشه و شكر سرخ و ترنجبين و روغن بادام . حاصل آنكه اساتيد فرنگستان رفته ملاحظه كيفيات را دارند . در امراض حارّه ، ادويهء مسخّنه نمىدهند و العلاج بالضّد را پيشنهاد خود در هرحال سازند . همان طريق كه در امتلاء معده مقيّئ و در [ امتلاء ] امعاء مسهل و در قلّت ترشح كليه مدّر بايد . كلّ به ضدّ مرض و حالت سوء مستحدثه مىباشد . همچنين در ارخاء و قلّت حرارت بدنيّه بايد مسخّن و مجفّف استعمال نمود . بعد از بيان اوقات و علامات و توصيه به تلطّف و دقت در اصلاح حال مرضى ، قدرى از طور تأليف خارج شده مانع انجام مرام در حميّات گشته [ ايم ] .

تقسيم ديگرى براى حمّى

بالجمله گوئيم حميّات را تقسيم ديگر مىباشد حقيقى ذاتى كه دائمه و نائبه بود . و از نوبه اراده نمايند مرضى را كه ظاهر گردد به علامات مخصوصه كه هنگامات خويش را طى نموده ، شكلا به حالت صحّت منقضى شود سپس عودت نمايد مدتى معيّن . كيفيت حدوث نوبه : و [ اينكه ] صحّت ما بين دو مرض به چه حاصل شده و موضوعشان كجاست در طب يكى از مشكلات لاينحل بوده كه هركس جهت كشف اين امر غريب فكرى نموده . قدما را عقيده آنكه : مستوقدى « 2 » دارد خارج از عروق مانند احشاء كه مادّه‌اى در او ريزد و جهت « 3 » حقن و حبس ، شروع به تعفين نمايد . پس از تحقق تعفين ، سبب اذى طبيعت گشته ، احداث عوارض موذيه از قشعريره « 4 » و لرز و جمع اطراف « 5 » و سردى آن ، خصوص تيزى « 6 » بينى و نوك انگشتان
هامش
( 1 ) . در متن اصلى نباشد آمده است . ( 2 ) . منشأ ، جايگاه ( آتش‌افروزى ) ( 3 ) . به دليل ( 4 ) . چنده ، لرز ، لرزه ، راست شدن موى بر بدن ، فراخه ( 5 ) . دست و پا ( 6 ) . سوزش
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 97 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه