غرض از اين تطويل اين بوده كه عدم اعتقاد به كيفيت ، اينگونه خبطها « 1 » را در بردارد و دواهاى فرنگى را كه استعمال مىكنيم از روى تجربهء قدما در باب كيفيت مىدهم . مثلا لاكتوكاريوم را در تبها مىدهم جهت آنكه ماده عاملهء ريشه كاهوى جبلى است و كاهو را چون سرد و تر دانند در دويم و گويند برّى او سردتر از بستانى او مىباشد از اين جهت در امراض ورميّه صدريه او را مىدهيم . در حمّيات ، مسخّنات مثل سنبل الطّيب و كوچوله نمىدهم و به تجربه هم ديده شده التهاب آرد .
خطر تكذيب حرارت و برودت
اينكه مىگويم طعن بر طبّ اروپ نيست بلكه تربيت است براى ناقصين كه به مراد آنها نرسيده ، تحقيق ننموده ، نتايج وخيمه از او گيرند كه كيفيت حرارت و برودت باطل است : بنفشه با سنبل الطّيب تفاوت ندارند ، هنگام لزوم استعمال معرّق در تب و غير تب هريك را توان داد و حال آنكه خود اساتيد « 2 » اروپا رفته را ديدم [ كه ] سنبل الطّيب را در هيسترى و صرع دهند و بنفشه را در حمّيات [ و ] ملاحظه كيفيّات مهيّجه و مسكّنه را در امراض از دست ندهند . مريض تيفوئيدى حبس البول شده [ بود ] . فرستاده بودند دنبال ارمنى پاريس رفته ، بعض تصرّفات كرده ، حال بد شده بود . به عيادت خواستند مرا گفتم مىآيم مشروط كه دنبال ميرزا سيد حسين خان فرستيد ، حاضر باشد . غرض آنكه طبيب ايرانى سابق و ارمنى حاضر بوده ، شب كلمل « 3 » و صبح روغن كرچك تجويز نموده [ بود ] . به نظام الحكماء گفتم اينها وحشى مىباشند ، با اين التهاب كه لبها متكمّش « 4 » شده ، زبان خشك ، در حال اغماء سرسامى چگونه روغن كرچك مىدهند ؟ ايشان به فرانسه با او صحبت مفصّل نموده كه در ايران اين قبيل مرضى را روغن كرچك
هامش
( 1 ) . خطا ، اشتباه
( 2 ) . در متن اصلى به شكل استاديد نوشته شده است .
( 3 ) . كالومل گردى است سفيد ، بسيار نرم و سنگين و بىطعم و بو كه در داخل دستگاه گوارش بتدريج حل شده و به كلرور مضاعف جيوه و سود تبديل مىگردد . در چنين حالتى خاصيت ضد عفونى و ضد كرم پيدا مىكند .
( 4 ) . ترنجيده ، خشكيده و چروكيده