تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مرطّبات و مجفّفات . چنانچه در تيفوئيد گويند اغذيه مبرّده دهيد تا التهاب را كم نمايد و از تب بكاهد و در فلج بالعكس رفادهء « 1 » محلول آمونياك دهند تا حرارت جلد را زياد كند و در حمره و نقرس ، رفادهء شكر سرب « 2 » دهند تا حرارت عضو را كم نموده ، رادع گردد از ماده‌اى كه بواسطهء حرارت منجذب به عضو مىگشت . در اين‌گونه موارد مشترك است استعمال محركات و مسخنات يا رادعات و مبردّات بين اطباء قديم ايرانى و جديد اروپائى و همچنين در تلفظ به حارّ و بارد . اين شخص اثر مقيّئ و مدرّ و معرّق را چه تصور مىكند ؟ اين آثار در خارج است يا پس از ورود در بدن مصدر اين اعمال مىگردند و نيز مسهل مثلا در اشياء حارّه و بارده هر دو مىباشند . مخصوصا گويند در امراض حارهء مهيّجه ، مسهلات بارده دهند و در امراض بارده مسهلات مسخنه و مهيجه دهند . در اين مطالب كس اختلاف تواند نمود جز جهّال كم تجربه كه نمىفهمند چه مىگويند و چه مىكنند .

ثبوت جهل براى منكر حرارت و برودت و خسران قائل نبودن [ به ] حرارت و برودت و مظفّريت قائل « 3 »

قريب « 4 » به غروب به عيادت طلبيدند . ديدم مريض در نهايت التهاب و اشتعال [ است و ] با آنكه فصل مقتضى بالاپوش بسيار نبود ، طبيب معالج حكم نموده منقل آتش نزدش نهند [ كه ] گريپ است ، اگر سرما خورد مهلك مىگردد و نسخه را نشان داد . گفتم امتحان قلب و سينه و تب نمود ؟ گفت بلى چيزى روى سينه و قلب و پهلو نهاده ، درجه حرارت زير زبان گذارد و اين نسخه را داد . از حقير تصديق خواست گفتم [ از ] طبيبان خارجه رفته است . بعد از اخذ ديپلم از دار الفنون ، سال‌ها او در مريضخانه‌هاى آلمان و فرانسه معاون اساتيد بزرگ بوده ، شما كه
هامش
( 1 ) . پارچه‌اى كه بر زخم ، رگ يا محل فصد مىبندند و همچنين بوسيله آن داروهاى خاصى را در مجاورت پوست نگه مىدارند . ( 2 ) . استات سرب را گويند كه شيرين مزه ولى سمى است و فرمول شيميايى آن( CH 3 Coo ) Pbمىباشد . ( 3 ) . پيروزمندى معتقد به حرارت و برودت ( 4 ) . در متن اصلى غريب آمده است كه اصلاح شد .