نمايد . در شيوخ ، بعض استاديد « 1 » نقل نمودهاند ولى حقير نديدهام .
اسباب نوائب رديّه
و جز اينها را حمّيات رديّه ناميدهاند چه كه سبب عمده نوائب رديّه سكونت در مواضع رطبه بود . خصوص در فصول و امكنه حارّه براى آنكه در فصول و اقاليم بارد نوبه كمتر است لذا فواكه حارّه رطبه مثل خربزه و انگور توليد نوبه « 2 » و همچنين سكونت قرب مردابها و شلتوككارى سميّت نوبه را فزونتر گرداند و علاجش را مشكلتر ، جهت آنكه غالب با عوارض رديّه همراه باشند مثل صداع شديد يا وجع احشاء از معده و امعا و كليّه و غيره ، بل اعراض دماغيه و غشى « 3 » كه غالبا در نوبه سيم به هلاكت انجامد و مداواى تمام اينها توجه طبيب معالج را معطوف سازد به چند امر :
* نخست اصلاح مواد بدنيّه
* دويّم تب
* سيّم ملاحظه خواص حميّات از عطش و التهاب و قلق و اضطراب و هذيان و صداع .
مثلا در حصبه ، اول توجه كه بايد به حال اصلاح ماده مرضيه باشد . چنانچه عروق ممتلى و بشره برافروخته و چشمها سرخ و نبض عظيم و مختلف [ در اين صورت بايد ] « 4 » مطفيّات از قبيل شيرخشت ، اسفرزه و دادن ماء الشّعير عوض آب و منضجات بارده و غيره [ استفاده نمود ] .
چنانچه تخفيف نيابد ناچار بايد استفراغ دم نمود .
تحقيق در امر فصد
در استفراغ به دم ، اقوال مختلف و متشتّت است . جالينوس مطلقا منع نموده ، شيخ مصرّ است به دو مخصوصا و لو ضعف حاصل شود و فعلا بين اطبّاى حاليّه از تابعين طبّ عتيق و جديد ،
هامش
( 1 ) . اساتيد
( 2 ) . اين كلمه در متن اصلى خوانا نبود اما با توجه به سير معنايى و شباهت كلمه ، بازسازى شده است كه ارتباط اين ميوهها و فصل توليد آنها با تب نوبهء رديه را نشان مىدهد .
( 3 ) . در متن اصلى عشى آمده است .
( 4 ) . در اين ستون چندين بار كلمه چنانچه تكرار شده كه اشتباه در كتابت به نظر مىرسيد لذا حذف شدند .