خود را نبازد بلكه مريض را به خطابه و دلائل از وحشت بيرون آرد و مرض را به نظر او سهل و آسان وانماياند . بلى اگر مأيوس از بهبودى گردد و خواهد بالاستقلال معالج نباشد يا طرفه « 1 » زند پرستاران و اولياء مريض را گويد شما از جانب خود ديگرى آريد بدون آنكه اشارهاى از من باشد .
و بايد داراى اخلاق نيك باشد [ و ] از وقاحت و تندخوئى بر كنار بلكه متّصف به حبّ نوع و شفقت مخصوص به جنس مرضى به نحوى كه طوائف مختلفه و مذاهب متعدده نزدش يكسان بود . از حيث طبابت و نيز پرستاران و اولياء مريض را به خوبى فهماند كه از معالجات جيّده مشتركه براى غالب امراض كه اختلال حواس روى نداده و مشعر « 2 » صحيح باشد ، نويد خوش است .
وجوب مسرور داشتن مريض
و فرح و مسرّت و شادى از براى مريض و ملاقات اشخاص كه در حضورشان اسباب مسرت و نشاط مريض [ فراهم ] گردد [ لازم است ] . چهبسا مريضهاى بدحال به محض ملاقات محبوب خود برء « 3 » مرض از ايشان شده [ است ] . چنانكه نقل نمودهاند كه يكى از عشاق مرضش به درجهاى بوده كه قادر بر قعود « 4 » نبوده ، به محض رويت معشوقش و حضورش نزد او برء از مرض حاصل شده ، فورا بدون تراخى دنبال كارش رفته . همچنين است عكس : به محض رؤيت دشمنان خصوص شماتت « 5 » ، اسباب اشتداد مرض گردد و دفاتر براى دفع اعجاب از اين امور غريبه نگاشتهاند در كلام و حكمت الهى كه ذكرش از طور اين وجيزه خارج است ولى وقوع اينگونه امور متواتر است در تواريخ .
شرايط طبابت
مقصود از اين اطناب « 6 » آنكه كتب طبيّه كه ترجمه شده و عمومّيت پيدا كرده از
هامش
( 1 ) . كنايه از زيركانه عمل كردن
( 2 ) . حس و حواس ؛ جمع آن مشاعر است .
( 3 ) . بهبود ، شفا ، بهتر شدن از بيمارى
( 4 ) . نشستن
( 5 ) . دشمن كامى ، شاد شدن دشمن از رنج شخص ، سرزنش ، سركوفت .
( 6 ) . بحث طولانى ، مفصلگويى