لينت ملمس كه دلالت كند بر تقدم عرق كه از آن طبيب منتفع گردد هنگامى كه خبر دهد به وقوع قبل از اخبار كسان ، جهت آنكه اخبار به غيب داده باعث كثرت ثقه و اعتماد به او كرده [ است ] .
و دالّ گويندش هنگامى كه اعلام بر عوارض حاضره كند مثل علامت حرارت ملمس و سرعت نبض و برافروختگى بشره و اوجاع مبهمه بر حمّى [ دلالت مىكند ] كه تنها مريض منتفع شود كه دستور موقع عوارض سوء فعليه از او داده مىشود . ولى اگر طبيب اخبار كند عوارض باطنه كه محسوس و مشهود آنها نباشد در اينجا نيز منتفع گردد طبيب بلكه انتفاع اين را براى طبيب ترجيح نهند بر اعلام بر گذشته و آينده ، چه آنها را انكار توان كرد ، به خلاف اينكه اگر تشكيك نمايند نماياند به آنها آنچه اخبار كرده است به او .
و تقدمة المعرفه خوانند علامتى را كه اعلام نمايد به آنچه بعد پديد آيد و سابق العلم نيز خوانندش كه گويا پيشى گرفته عوارض آتيه شهودشان قبل از رؤيت وجودشان در خارج . منتفع گردد از اين مريض و طبيب هر دو . اما طبيب جهت آنكه آنچه اخبار به وقوعش داده بعد از مشاهده اسباب قطع به حذاقت و مهارتش در صنعت طبابت شود و اصغاء « 1 » دستوراتش بهتر كنند و نيكوتر به موقع اجراء گذارند آنچه گويد . اما مريض جهت آنكه بعد از آگاهى طبيب به احوال آتيه او قيام به تدابيرى نمايد كه در استيصال « 2 » مرض نافعتر بود تا تواناتر گردد در قلع و قمع مرض .
بيان انذارات
مثلا چنانچه مريض خيالات سرخ و زرد اظهار دارد در حس باصره خود و صورت برافروخته و متهبّج بود ، حكم كند كه بحران مرض به رعاف خواهد بود بواسطه نزف الدّم عروق شعريه انفيه جهت آنكه تصعيد ماده به اعالى ، غالب دم خواهد بود و بخارات منفصله از او متلّون به لون او گشته ، از داخل توهم وجود او در خارج نمايد چون آنچه از خارج وارد او مىگشت بدينگونه مىديد لذا
هامش
( 1 ) . نيوشيدن ، گوش فرادادن ؛ كنايه از تبعيت كردن
( 2 ) . ريشهكن كردن