تشعشات داخليه را نيز حمل به خارج خواهد نمود و همچنين ساير انتقالات كه موضع ذكرش نيست از انذارات و اعراض آتيه مرض و آفات متعقّبه كه از تشريح و تحقيق حقيقت و ماهيّت مرض استخراج مىگردد .
تفتيشات لازم است در معالجه
. . . كه اگر استحضار اينها نباشد علاج مرض برش [ بر طبيب ] متعسّر بل متعذّر خواهد بود و تحقيق كل به جدّ در ممارست و دقت در مشاهده خواهد بود با اجتماع شرائط مذكوره تا ملكه علم علاج برايش حاصل شود به نحوى كه از سحنه و بشره مريض حكم به جنس مرض نمايد ، خصوص بعد جسّ « 1 » نبض و لمس بشره براى اطلاع بر كيفيّات اربعه ولى مع ذلك طبيب را لازم است استعلام از حالات سابقه مريض نمايد كه مبتلا به امراض مزاجيّه مانند داء الافرنج كه سفليس و خنازير و رماتيسم و غيره بوده تا خلط بعض امراض به ديگرى نگردد و همچنين والدينش مبتلا به چه نحو از امراض بودهاند ، مبادا اعراض امراض ارثيه ، مداخله در مرض فعليّه او داشته باشد .
بلكه اگر سرفه و لينت در طبيعت اظهار دارد سؤال از ابتلاى سابق به امراض نزليّه نمايد مثل ذات الجنب و برنشيت و ديسانترى و نيز از اعتياد به مشروبات الكليّه و دخانيات .
و از اعتياد به نزف الدم بسا كه مرض عارض گردد بواسطه حبس نزف الدم معتاد مانند حبس طمث « 2 » و نفاس « 3 » و خون بواسير بلكه رعاف معتاد به اعتدال .
و نيز استعلام حالات اعضاء رئيسه نمايد از قلب و دماغ و جهاز هضمى از معده و امعاء و ادرار .
اثر كيفيّات نفسانى در مرض
علاوه بر اينها طبيب بايد نظر ثاقب و حدس صائب دارا باشد . شجاع و صاحب قوت قلب بود كه خوف از امراض خطيره ننمايد مثل محرقه و مطبقه بل [ در مقابل ] امراض وافده « 4 » مثل و با و طاعون
هامش
( 1 ) . لمس كردن ، تفحص كردن ، نبض گرفتن
( 2 ) . خون حيض
( 3 ) . خونروش بعد از زايمان
( 4 ) . خاص از نظر ناحيه و مكان [ ر . ك پاورقى ص 124 ]