تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
تبديل غذا به خون بواسطه هضم [ است ] . بدان كه اين عمل تبديل غذا به اخلاط كه عبارت از استحاله و هضوم متعدّده بود انجام يابد در لوله ممتدّى كه ابتداى او دهان و انتهاى او نشيمن كه شامل اعضاء كثيريست مختلف الاشكال و الاعمال . تحقيق حال غذا : . . . مع ذلك ، معاونت دارند كلّ [ آنها ] در تبديل مأكول و مشروب به خون كه سبب حيات بدن و بدل آنچه كاسته گردد از اعضاء بدنى كه شروع مىكند هضم غذا [ را ] از دهان هنگامى كه دست لقمه را مماس به فم نمود ؛ لب و زبان او را گرفته به گردش درآورند براى جاويدن كه كوبيده و خورد « 1 » و سائيده گشته به توسط دندان‌ها . پس نرم و خمير گرديده به لعاب دهان كه از شش غده رضابيّه « 2 » آيد كه از جنس قوه هاضمه معديّه درشان مىباشد . به نيكوئى حل گرديده سپس زبان گرد آورد خمير نرم دهان را براى فرستادن به خلف حنك « 3 » رخو تا حلق او را گرفته به مرى راند كه لوله‌ايست بين حلق و معده كه سرخ روده نزد عامه شهرت دارد . در هنگام اخذ حلق لقمه را ، بايد سدّ گردد منخرين « 4 » مؤخر كه مجراى انف بود به حلق به توسط لهات و قلصمه « 5 » و منسدّ گردد مجراى تنفس به حلق كه حنجره بود به توسط غضروف مكبّى « 6 » كه منقار البطّ « 7 » نيز گويند ( كه اگر ذره‌اى از مشروب و مأكول در اين مجرى افتد نفس قطع گشته خبه « 8 » گردد ) كه مرتبط به قاعده و اصل زبان است كه
هامش
( 1 ) . خرد ، ريز ( 2 ) . بزاقى ( 3 ) . كام ، سغ ( 4 ) . سوراخ‌هاى بينى ( 5 ) . غلصمه ؛ يادداشت مؤلف : قلصمه رأس الحلقوم بود در موضع ناتى ( برجسته ، برآمده ) در حلق و جمع [ آن ] غلاصم [ است ] و لهات لحمه مشرف بر حلق است در منته اليه كام كه عامه زبان - كوچك نامندش و جمع [ آن ] لهوات و لهيات و لهى و لهى و لهاهء [ است ] . ( 6 ) . سرپوش ؛ غضروف دوم حنجره( Epiglottis )چون مكبه كه بر سر چيزى نهند و بدين سبب او را مكبى گويند و اين را با « الذى لا اسم له »( Arytenoid )بند گشادى است و اندر مكبى دو مغاك است در « الذى لا اسم له » دو زيادت بيرون داشته است به اندازه اين دو مغاك و هر دو زيادت اندر هر دو مغاك نشسته و رباطى آن را استوار دارد و اين مكبى بدين بند گشاد حركت مىكند و به غضروف درقى( Thyroid )مىرسد و فراز آمدن و بازشدن حنجره از فراز هم آمدن درقى و « الذى لا اسم له » باشد ( از ذخيره خوارزمشاهى با اندكى دخل و تصرف ! ) . ( 7 ) . منقار مرغابى ( 8 ) . خفه