تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مضرّ حفظ صحّتش دانند بلكه طفل را مهيّا سازد براى امراض كثيرهء مخصوص مانند تب و اسهال و قى و سوء القنيه « 1 » كه نتيجه سوء هضم و عدم نموّ و رشد بل هزال « 2 » طفل گردد تا آنكه نبى اكرم فرموده : « هممت ان انهى عن الغيله » يعنى آهنگ نمودم اينكه بازدارم زنان حامله را از شير دادن به طفل خود . اگر چه غيله به كسر ، به معنى جماع با زن حامله نيز آمده و اين را اطباء بدان درجه كه در شرع آمده مكروه ندانند و اينكه در ذيل حديث وارد است : « ثم ذكّرت انّ الفارس و الروم يفعلون ذلك فلا يضرّهم » « 3 » ، غيله را حمل بر معنى دويم نموده‌اند ولى آنكه نهى متوجه به معنى اول است و استدراك « 4 » جهت عدم حتم ايصال به هلاكت و ضرر كلى است نسبت به بعض اشخاص و امكنه و الا در غالب ، ضررش محسوس و مشاهد است . قدح « 5 » منكرين حكم الهى : . . . و از اين جهت اطبا سپاس فزون از قياس نسبت به شرع مقدس اظهار دارند چه كه اين نهى در خور تمجيد بىپايان است جهت حفظ صحت جامعه و حكماى بزرگ دنيا در حيرت و شگفتند از متانت و استحكام دستورات اين شخص شخيص بىمانند كه ابد الدّهر [ هيچ ] ذى حسّ نبيه « 6 » عاقل نتواند خدشه در او نمود . بر خلاف ، بعض از منتسبين به اسلام بواسطه ارتكاز « 7 » طينت سجّينى « 8 » درشان يكى طعن زند [ كه در شرع شما ] دوغ ترش حلال است و مى ناب حرام ؛ ديگرى بىشرفتر از او ، [ مىگويد ] حجاب نسوان كه اسباب حفظ ناموس و تقديس اولاد است مضر جامعه [ است ] ، ژاژخايد « 9 » !
هامش
( 1 ) . هرگاه كه مزاج از حال طبيعى بگردد و ضعف بر وى مستولى شود و سوء المزاج نيز گويند ( ذخيره خوارزمشاهى ) . ( 2 ) . لاغر شدن ( 3 ) . به خاطر آوردم كه اهل فارس و روميان به اين عمل مبادرت مىكنند و ضررى نمىبينند . ( 4 ) . هم به معنى دريافت و دريافتن است و هم به مفهوم دفع توهم احتمالى مىباشد . ( 5 ) . طعن كردن ( 6 ) . فرد نام‌آور ، هشيار ، فقيه ( 7 ) . پايدار شدن ، نفوذ كردن ( 8 ) . جهنمى ، وادى خاصى در جهنم ( 9 ) . كنايه از سخنان ياوه و هرزه و بيهوده گفتن است .