تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
* و دواء سمّى آنكه اثر كيفيّتى او مناسب مزاج باشد ولى اثر خاصه صورى او هلاكت است چون افيون .

* حرف ذال

ذرور : هر سائيده خشك كه بر چيزى افشانند مانند نمك يا فلفل بر طعام و نزد اطباء داروى سائيده كه بر چشم يا زخم و غيره افشانند . ذفر : بوى بد مكره « 1 » از هرچه باشد و در نزد اطباء بوى تند مهوع مانند رايحه انقوزه « 2 » و غيره . ذو الخاصيّه : آنچه تأثير به صورت نوعيّه كند در بهبودى حال يا به عكس ؛ ترياق گردد يا سمّ قاتل و هكذا مسهل يا مدرّ گردد .

* حرف راء

رادع : بازدانده و نزد اطباء آنچه خنك نمايد عضو را به نحوى كه منافذ عضو گرفته ، زمخت گشته ، هيئتى در عضو پديد آيد كه منع نمايد نفوذ نافذى را . تحقيق رادع : [ به ] علاوه آن ماده [ را ] كه در شرف انصباب بوده ، بسته و منجمدش ساخته تا نتواند نفوذ نمايد و حرارت جاذبه عضويه را خاموش نموده ، خصوصا هنگامى كه برودت را يبوستى معاضد گردد كه اسباب كثرت جمع و تكاثف عضو گشته ، ردع و منع ، اقوى و اشدّ گردد . چه رطوبت سبب ارخاء شود و سستى كه مهيا سازند عضو را براى قبول مواد فضليّه در شرف انصباب .

* [ حرف زاء ]

زغب : موهاى زرد كه ابتدا بر جوجه يا بر جنين حيوانات برآيد و غبارگونه چيزى كه بر پلك نشيند در مسافرت و آنچه بر ادويه بود مانند اولين پرز جوجه ، آن دوا را مزغّب گويند اطباء .

* حرف سين

سائل : روان‌شونده و در نزد اطبا آنچه مائيتش غالب باشد چنانچه قرار گيرد بر
هامش
( 1 ) . مكروه ( 2 ) . در متن اصلى انفوره آمده كه اشتباه است . انغوزه يا انقوزه ، صمغى بسيار بدبو است كه به آن حلتيت‌منتن نيز گويند .
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 63 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه