تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
باد بود درخت را و در طب آميختن آب بود شراب را يا از طرفى به طرف ديگر نمودن . تعليق : درآويختن « 1 » چيزى به چيزى و محبوب و معشوق نمودن بود . تفه : بىمزه « 2 » و مراد از او در طب يكى از طعوم تسعه است كه نه لذيذ باشد و نه كريه و اثرش غالبا ترطيب و تليين « 3 » و ارخاء « 4 » بود . تكرّج : فاسد شدن نان و كره « 5 » بهم رسانيدن و آن پرز سبزيست كه به روى نان و فواكه و غيره زند هنگامى كه نم‌دار روى هم ريزند . تكليس : مشتق از كلس است كه نوره « 6 » و ساروج بود . در طب ، تكليس خلاف تصعيد است كه مراد از او عمل مهيا نمودن بعض از ادويه است جهت نفوذ و تأثير به اخذ اثقال « 7 » آن مانند سقز كه بواسطه قرع و انبيق اجزاء ارضيه كثيفه در تك « 8 » قرع ماند . فرق تصعيد و تكليس : از جهت ترمّد « 9 » تشبيه به نوره نموده و ماديت را و صفوت آنكه بواسطه انبيق در ظرف ديگر ريزد مصعّد « 10 » نامند . يك عمل است به اعتبار اخذ ارضيّت و رماديّت تكليس نامند و به اعتبار اخذ مصفّى و نقّاده « 11 » تصعيد خوانند .

* [ حرف ثاء ]

ثقيل : شيئ گران به وزن بود و در طب مأكول و مشروب گران بر طبع و دير هضم و بطىء الاثر و الفعل بود .

* [ حرف ج ]

جاذبه : آنچه محرّك شود ماده را كشيدن به موضع خود بالكيفيّه يا به خواص
هامش
( 1 ) . در متن اصلى دراويختن آمده است . ( 2 ) . در متن اصلى جيزه آمده كه به نظر مىرسد اشتباه كاتب باشد . ( 3 ) . نرم كردن ( 4 ) . سست كردن ، نرم كردن ( 5 ) . كپك ( 6 ) . به تركيب آهك و زرنيخ ( و خاكستر و . . . ) گفته مىشود كه براى ازاله مو از بدن به كار مىرود . ( 7 ) . اخذ اثقال يعنى جداسازى قسمت‌هاى سنگين‌تر . ( 8 ) . ته ، قعر ( 9 ) . حالت خاكستر داشتن ( 10 ) . تصعيد شده ( 11 ) . خالص و برگزيده
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 59 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه