تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
تريون « 1 » نامند آنها را و از اسم ادويه مهلكه كه آنها را قاآ گويند و چون اين دوا نافع براى هر دو قبيل از مهلكات است ترياقاآ ناميدند و پس از ترجمه يونانى به عربى ترياق تلفظ نمودند و بعضى اختصاص دهند ترياق را به مركّبات از مصنوعات و فادزهر را به مفردات از مطبوعات و بعضى مفردات از نباتات را احقّ به اسم ترياق و معدنيّات و آنچه خارج از حيوانات گردد را احقّ به اسم فادزهر دانند و بالجمله ترياق را به فارسى ترياك گويند . هرچه در شان او شايسته بود كه حفظ قوه و صحّت مزاج و روح به درجه‌اى نمايد كه رفع ضرر سمومات و مهلكات نموده ، مقاومت با آثار رديّه آنها نمايد مسمّى بدين اسم است . و اينكه افيون را ترياك ناميدند جهت حفظ قوا و اعضا است از نزولات كه بعض اوقات منجر به امراض خطيره گردد از قبيل خناق و ذات الجنب و ذات الرّيه و سل و ذوسنطاريا « 2 » و غيره ، مشاركت با ترياق و ترياكش دانسته مبالغتا مسمّى به اسم ترياكش نمودند . اين صحيح است ما دام كه موجب اعتياد و افراط نگشته از دستور طبيب كه گندم كمتر يا بيشتر است طبعا تجاوز ننموده تا [ زمانى كه ] منجر به اعتياد و كشيدن گردد كه باعث اختلال اعمال طبيعيّه حياتيّه گشته ابطال تمدن و تديّن نتيجه دهد ، مانند مشروبات الكليّه . پس بر طبيب است حتى الامكان تجويز اين دو ننمايد و اعتقاد ندارم مرضى علاجش منحصر به يكى از اين دو شود . فرضا اگر منحصر ديد علانيه مفردا تجويز ننمايد « 3 » ضمنا دستور دهد مخلوط به غير كه مريض نفهمد يكى از اين دو مستقلا موثر است كه منجر به افراط و اعتياد شود ، اعاذنا اللّه و جميع المسلمين عنهما « 4 » . تصفيق : چيزى به چيزى زدن چنانچه آواز كند خواه دست به دست باشد يا بال‌ها به هم زدن مرغ باشد يا جنبانيدن
هامش
( 1 ) . گياه خرزهره يا سمّ الحمار ( 2 ) . ديسانترى ، اسهال خونى ( 3 ) . يعنى به صورت تك دارويى تجويز نكند بلكه با ماده ديگرى تركيب كند و براى بيمار هم به‌گونه‌اى توضيح ندهد كه باعث شكستن حرمت استعمال ترياك يا مشروب گردد . ( 4 ) . خداوند ما و همه مسلمانان را از اين دو پناه دهد .
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 58 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه