* در حال اعتدال
* يا در امراض متضاده در صورت اصلاح و تخفيف اعراض مرضيّه حكم به ضدّيت آن عرض نمايند دوا را ، مثلا در دافع و نافع آن و در صورت ازدياد مرض و افساد آن بهواسطه استعمال دواء حكم به معاضدت « 1 » و محدث و مورث آن مرض كنند نسبت به آن دواء .
چنانچه خواهيم تحقيق در بيان طرق تجربه و قياس براى افعال ادويه كنيم خارج از وضع اين وجيزه گردد و همين قدر بيان اسامى اصطلاحات و صفات و افعال ادويه كه متداول و مصطلح اطباء ايرانى مىباشد بلكه عموميت دارد . چه در ترجمه پاطولوژيها غالب آرند و بيان اين اصطلاحات در اينجا تا درجه [ اى ] نافع براى كل مىباشد بلكه حقايقى درك نمايند كه در آنها مذكور نيست لذا لا بدّ « 2 » و ناچاريم از اتيان « 3 » اغلب آنها كه قريب صد سى و اند « 4 » بود كه اگر القاب صفات اغذيه بدينها افزوده شود قريب صد و پنجاه گردد . پس اين مطالب در فصلى آيد سپس شروع در استعمال ادويه مركبه كنيم در فصلى و نسخهجات در فصل ديگر .
هامش
( 1 ) . يارىدهنده ، كمككننده
( 2 ) . ناگزير
( 3 ) . آوردن
( 4 ) . صد و سى و اندى