* ششم : لطيف فاسد الكيموس قليل الغذاء مانند جوجه كبوتر و اردك و از نباتات انگور و كاهو را گفتهاند .
* هفتم : غليظ صالح الكيموس كثير الغذاء مانند تخممرغ و لحم قلبه « 1 » و كلّه و پاچه گوسفند و هريسه « 2 » .
* هشتم : غليظ صالح الكيموس معتدل الغذاء مانند لحم گوساله نر و غاز و بوقلمون .
* نهم : غليظ صالح الكيموس قليل الغذاء مانند گوشت اردك و خرما و پنير تازه .
* دهم : غليظ ردىّ الكيموس متوسط الغذاء مانند گوشت گاو و گاوميش و بچه شتر نر .
* يازدهم : غليظ ردىّ الكيموس متوسط الغذاء مانند قديد « 3 » گوشت گوسفند كه قرمه نامند ، از فواكه خرما و كشمش خشك [ و ] غير [ و ] تازه آنها كه رطب و انگور نامند .
* دوازدهم : غليظ ردىّ الكيموس قليل الغذاء مانند اشتر و ماهى نمكسوده و درده « 4 » و قرمه غير از گوشت گوسفند و انجير خشك و قيصى .
* سيزدهم : معتدل صالح الكيموس كثير الغذاء مانند گوشت گوسفند يك ساله و برنج صحيح الطبخ .
* چهاردهم : معتدل صالح الكيموس متوسط الغذا مانند گوشت بز و مرغ خانگى به طبخ و شواء كه كباب بود .
* پانزدهم : معتدل صالح الكيموس قليل الغذا مانند جوجهها و از نبات مانند توت سفيد شيرين و انگور بلكه انجير تازه نيز داخل است .
* شانزدهم : معتدل ردىّ الكيموس كثير الغذاء مانند ماهى تازه و گوشت ميش صحيح الطّبخ .
* هفدهم : معتدل ردىّ الكيموس متوسط الغذاء مانند گوشت خرگوش و بلدرچين .
* هيجدهم : معتدل ردىّ الكيموس قليل الغذاء مانند بيضه گوسفند و مطبوخ شلغم و چغندر شيرين بىريشه .
هامش
( 1 ) . غلبه : نوعى پرنده از جنس كلاغ ، عكه
( 2 ) . نوعى غذا از گوشت و حبوبات ( معمولا گندم و گوشت مرغ ) ؛ حليم
( 3 ) . گوشت خشك كرده ، نمكسود
( 4 ) . آنچه از روغن و هر چيز رقيق و مايع و سايل ته نشيند .