القاب اغذيه
و قبل از شروع در بيان اوصاف ادويه بايد دانسته شود كه ادويه ، اطوار مختلف مىباشد . بعضى از صفات قائم به ذاتشان باشد فعلا مانند طعم و رائحه و لون و غيره و بعضى به اعتبار اثر در بدن انسان پديد آيد كه اينها فعليت ندارند . پس از ورود در بدن اگر مانعى نباشد ، آن آثار از قوّه و كمون به فعليت و بروز آيند و اين نيز بر نهج واحد نيست . گفته آمد كه مأكول و مشروب در بدن يا به ماده اثر كند كه غذا گردد يا به كيفيت كه دوا شود يا به خاصيت صوريّه كه مسهل و مقيئ و غيرها كه بحسب خواص ذاتى اطوار مختلفه ظاهر سازند .
امزجه متعدّده در دواء واحد
كنون گويم بعضى از چيزها اثر در بشره دارند دون باطن مانند « 1 » پياز كه به عربى بصل نامند ضمادش بر سطح جلد و تقطير آبش در چشم قرحه آرد ولى خوردنش معاون غذا گردد بدون اضرار به احشا .
و بالعكس مانند اسفيداج كه كشنده است يك درهم « 2 » از او هنگام درنگ در معده و طلاء او بر سطح جلد بلا ضرر است بلكه رادع و مبرّد و نافع براى سوختگى .
و گاه شود در دل و خارج ، هر دو اثر كند و ليكن اثر هريك مغاير ديگرى بود مانند گشنيز كه طلا و ضمادش در صلابات حتى در خنازير محلّل « 3 » است و در باطن مبرّد و مغلظ مواد است .
و جهتش « 4 » ، كلّيّتا آنكه بعضى از ادويه و غيره قوا و اعمالشان را منشاء ، فوق واحد بود « 5 » ؛ به عبارت اخرى مركّبند از امزجه متعدده كه هريك را حكم غير ديگرى است . در پياز مثلا ماده متقرحهء او را اسيد معده « 6 » خنثى سازند چنانچه در شير دوشيده از پستان حيوانات در تفرقات « 7 »
هامش
( 1 ) . در متن اصلى ، ماند آمده است كه با توجه به جمله ، اشتباه به نظر مىرسد .
( 2 ) . واحد وزن كه در مكانها و فرهنگهاى مختلف فرق دارد .
بهطور متوسط و تقريبى 3 گرم مىباشد .
( 3 ) . در متن اصلى محال آمده كه اشتباه به نظر مىرسد .
( 4 ) . دليل و تفسير
( 5 ) . بيش از يكى
( 6 ) . در متن اصلى معيده ضبط شده است .
( 7 ) . تجزيه و آناليز