تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
تعب و غيره ، نوم حاصل شود و در قطع علاقه كلى موت است به‌واسطه فساد و يا اعدام روح طبيعى و جوهر علوى به عالم مثال رود . تحقيق حق در اين مورد بسطى بسزا لازم دارد . عفو مىخواهم ؛ هر دو راضى گشتند و از سر نزاع برخواستند و اهل محفل اختتام بخير و صلاح و انجام به وفاق و و داد ، مسرور گشته تحسين نمود [ ند ] . به مناسبت اين مقدمّه ، مجلّه « 1 » را مقامع « 2 » رشيق « 3 » لمنكرى طب العتيق ناميدم . صرف نظر از تمام آنچه ذكر شده همين يك فقره كه [ حكيم ] بدون اسباب تجزيه و ذره‌بين در بول نموده به حنّا ذرات حنّا بيند و در مبتلايان به اورام جلديّه ، ذرّات ريم را مشاهده در بول كرده و حكم بطّى « 4 » نمايند [ زيرا ] كه فضلات اعضاء رجعت به كليه مىنمايند و در تهبّج « 5 » و اعدام « 6 » كليهء اعضاء مدرّات دهد و بهبودى را به تلاميذه علما و عملا نماياند شايسته است آنكه داراى چنين حسّ و حدس صائب باشد براى اقبال عامه اينها را جاهل گفت ؟ تمام نويسندگان هيأت در استدلال به اينكه زهره تحت شمس است مدارش ، چون استدلالات به اختلاف منظر و غيره نسبت به زهره و عطارد جارى نگردد و جهت آنكه از آفتاب بسيار دور نگردند ، استدلال به قول شيخ الرئيس نمايند كه در نصف النهار زهره را مانند خاطى روى شمس ديده [ است ] . تمهيد اين مقدمات نسبت به اين وجيزه « 7 » به تطويل انجاميد . ارباب بينش را عيان است : القابى كه در اين معانى رفته مقبول دارد داعى كه در فوائد تقديم افتاده
هامش
( 1 ) . صحيفه حكمت ( 2 ) . مقمعه كمكنه گرز آهن است يا جوكان ( - چوگان ) كه زده مىشود بر سر فيل ، جمع : مقامع . ( 3 ) . رشق انداختن به تير و غير او است . [ اين تعريف و قبلى از خود مؤلف كتاب است ] . ( 4 ) . شكافتن جراحت ، نشتر زدن به قرحه ( 5 ) . در متن اصلى تهبخ آمده كه صحيح به نظر نمىرسد ؛ تهبّج به معنى تورم ، آماس و ورم نرم است . ( 6 ) . كلمه اعدام يا . . . مناسب به نظر نمىرسد ، شايد مقصود مؤلف اعلال بوده كه كاتب اشتباه نگاشته است . ( 7 ) . رساله كوتاه ، موجز ، خلاصه
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 49 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه