و مقابله و تناسب ، عدد مىباشد يا هندسى ؛ اختلاف در اصول اعمال ندارند .
اختلاف دستور « 1 » تعليم خارج از اصل علم است . مثلا در خلاصه گويد « العددين ان تساويا فمتماثلان و ان افنى اقلّهما الاكثر فمتداخلان فان عدّهما مقسوم عليه الأخير فمتوافقان و الّا فمتباينان » ، همين مطلب يك سطر عبارت را در دستور جديد زياده از ده صفحه از حساب فهماند . حقير هر دو را درس گفتهام . فرقى كه ما بين ديدهام فقط به اجمال و تفصيل و اختصار و بسط است بدون اختلاف اصول در تمام علوم رياضى .
انحصار طبابت در سه چيز است : تدبير و ادويه و عمل يد
همچنين است مثلا طب را در اصلاح حال مرضى « 2 » . گفتهاند انجام علاج امراض و عودشان به صحّت ، منوط به سه چيز است : تدبير و ادويه و اعمال يد كه :
* اولى تصرف در ستّه ضروريّه مىباشد و حكم او در كيفيّت حكم دوا دارد ،
* و اما العلاج بالدّوا :
* نخست اختيار كيفيّت است ،
* دويّم تعيينش به ازاء مرض ،
* سيّم معرفت قانون وقت استعمال هر نوع از دوا ، حسب ضعف و شدّت مرض .
در اينگونه مطالب كس تواند انكار نمايد يا ايراد گيرد ، فعلا ، به دقّت ملاحظه نما ! با اين وسائل « 3 » كه اداره معارف فراهم آورده كه اجازه طبابت و مأموريت دولت در نظام و ادارات و ولايات و ايالات و مريضخانهها ، كلّ منحصر است بدانها [ كه ] تحصيل طب جديد نمايند و آنها كه به سبك قديم معالجه مىنمايند چنان ماند كه خانهنشين باشند و متروك و رانده از طبابت ؛ مع ذلك اعتقاد غالب آنكه دستورات ايرانىها در تصرف ستّه ضروريّه و استعمال دوا ، اسلم به نجاح است و ايمن از خطا . . .
هامش
- به محسوسات او معلوم كنند . فايده اين علم پى بردن به خطاى باصره است و به كمك آن مساحت اجرام را از فواصل دور اندازه گيرند .
( 1 ) . قواعد
( 2 ) . جمع مريض ؛ بيماران
( 3 ) . دستاويز ، شرايط