تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
نموده - خوشنود كه در نزد چهار نفر انعام « 1 » از ميدان عالمى درنرفته ، سپر نينداختم . بيچاره ملتفت نيست كه هر گاه لجامى به شرارت و لجاج زند و داراى وجدان گردد [ و ] هر هنگام كه متذكّر وقاحت و بىشرمى خود گردد جز انفعال و شرمندگى و افسوس بر كردارهاى زشت خود نيابد . چه كه عالم محقق و فاضل مدقّق ، سخريّه و استهزاء را خلاف شرافت انسانّيت داند و قدر افكار و اختراعات مردمان بزرگ را شناسد .

بيان آنكه قدما معدوم را موجود نمودند

آنكه مرتجلا « 2 » بلا سابقه پنبه بافته براى لباس و اختراع كمان حلّاجى نموده براى زدن و فن ريستن از چرخ و دوك و غيره و دستگاه نساّجى فراهم نموده ، محققا در آن عصر اعجاز بوده و ارزشمند « 3 » [ و ] فرد « 4 » ؛ تلگراف حاليّه « 5 » [ نيز ] اعجب و اغرب . و اعمال فكر و رياضت در انجام مرام « 6 » بيشتر بوده و تحسين و تمجيد بايد فزونتر يافته باشد . و همچنين آنكه از سنگ سياه زجاجه « 7 » استخراج نموده و مرآت « 8 » ساخته چه مقدار كار بزرگ كرده ! هكذا قياس نما تمام حرف و صنايع را ، مخترع اول او مرتجلا بدون سابقه نهايت تمجيد را داراست . از اين [ جهت ] است كه بعضى مخترع هر صنعت را نبى دانند كه از حقّ به او اعلام شده چه كه ابداعش را مرتجلا از بشر ممتنع « 9 » دانسته‌اند . اين نيز وهم باطلى است انسان همه وقت حسب الاقتضاء از روى فكر دقيق و تجارب عميق قابل ابداع و اختراع مىباشد . نبينى كه هيأت قديم و جديد كه در ماهيت و نحو « 10 » حركت اجرام مضيئه جويّه اختلاف دارند جهت اختلاف وجهه نظر ولى در استخراج اوضاع كواكب از تعيين اوقات رؤيت اهلّه
هامش
( 1 ) . كنايه از انسانهاى ساده‌لوح ( 2 ) . براى اولين‌بار ، فى البداهه ( 3 ) . در متن اصلى ، ازشمند نگاشته شده كه غلط به نظر مىرسد . ( 4 ) . يكتا و يگانه ( 5 ) . در زمان حاضر ( 6 ) . منظور ، مقصود ، مطلوب ( 7 ) . شيشه ، آبگينه ( 8 ) . آيينه ، آينه ( 9 ) . دشوار ، محال ، ناممكن ( 10 ) . راه ، طريق ، اسلوب
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 41 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه