بيان تركيب هريك به ديگرى
از اينجا يا بى كه غذائيت و دوائيت و خاصّيت مانعة الجمع نيستند :
تواند چيزى مؤثّر به مادّه و كيفيّت هر دو گردد مانند خرما و كشمش كه غذا گشته ، بدن را نيز گرم كنند ، اين را غذاء دوائى نامند .
و نيز تواند مؤثّر به مادّه و خاصّيت بود مانند سيب كه تغذيه كند و تفريح نيز آرد ، اين را غذاى ذو الخاصيّت خوانند .
و ايضا تواند دارو اثر به كيفيّت و خاصيّت كند مانند زعفران كه بدن را گرم كند و هم فرح فزايد و اين را دواء ذو الخاصيّت نامند .
و دارو تواند به هر سه اثر نمايد چون كمّثرى كه امرود و گلابى نيز گويند كه تغذيه و تفريح و ترطيب كند و اين را غذاء دوائى ذو الخاصيّه نيز دانند .
بيان انحصار اقسام غذاء و دواء ذو الخاصيه به هفت
پس صور خارجيّه اينها هفت گردد ، چه گفته آمد دارو بر بدن راست : مادّه و كيفيّت و خاصيّت . اگر مؤثر به يكى از اينها باشد بدون مشاركت ديگرى سه قسم بود يا مؤثّر به دو تا باشد او نيز به سه قسم باشد چنانچه گذشت يا مؤثر به جميع گردد يكى باشد و بس . [ يعنى اثر با :
* ماده
* كيفيت
* صورت
* ماده + كيفيت
* ماده + صورت
* صورت + كيفيت
* ماده + صورت + كيفيت ] .
و نيز چنانچه مواليد از عناصر پديد آيند و سبب اختلاف امزجه در استحكام و عدم آن گردند اضواء « 1 » جوّيه خصوص شمس نيز مدخليّت تامّه دارد لذا آنها را آباء علوى « 2 » نامند و آثار ارضيّات را امّهات سفلى « 3 » خوانند مانند بروز و ظهور خواصّ و لوازم مواليد از نور و جذب در
هامش
( 1 ) . جمع ضوء به معنى نور
( 2 ) . آباء علوى : افلاك و ستارگان ؛ آباء عنصرى : آخشيجان ، چارآخشيج ، عناصر اربعه ، بسائط ، اسطقسات
( 3 ) . عناصر اربعه ( آب ، آتش ، خاك و باد )