انگشت قبول بر ديده اطاعت نهاده ، اشارتشان را بشارت ديده ، شروع در تحرير رفت .
مقدمه
براى تشريح مطلب قدما كه ضمنا به اصطلاحات طب قديم آشنايى پديد آيد و رفع سوءظنّ بعض از معجبين « 1 » كه چهار كلمه رطب و يابس بىسر و بن آموخته و غير متوهّم خود را « 2 » عاطل و باطل پندارند بل استهزاء و سخريّه به تمام مطلب قدما نموده « بدون اينكه فرق نهند بين عقايد حقّه حقيقيّه منته به بديهيّات اوليه حسيّه و چيزهائى كه بدين درجه واضح و بيّن نيست ، به ناچار مختلفّ فيه گردد جهت اختلاف وسائل مؤدّى به كشف مطلب مجهول غائب از حسّ » « 3 » كه « 4 » علم و دانش جديدا ظهور نموده در اروپ « 5 » و قبل از اين دومائه « 6 » اخير ، تمام مخلوق كره عارى از دانش بودهاند .
ردّ فهم كيفيت به غلط « 7 »
حكايتى بر سبيل تربيت اخلاقى آرم : در انجمنى خودستائى را ديدم كه لنگر سخنش با مستفرنگان « 8 » بوده ، استهزائا اظهار داشت يكى از عقايد سخيفه قدماء آنكه از براى هريك از ادويه مزاجى قائلند ذى درجات « 9 » ، مثلا گويند فلان دوا در درجه اول يا دويّم يا سيّم يا چهارم گرم است . مرادشان آنكه يك مرتبه يا دو مرتبه يا سه مرتبه يا چهار مرتبه آتشش بيشتر است از ساير اجزاء ، چنانچه معتدل آنكه عناصر اربعه او مساوى باشد ، از آنجا كه مىگويند آتش گرم است و آب سرد و خاك خشك و هوا رطب . رو به حقير نموده تصديق خواست كه نه چنين
هامش
( 1 ) . افراد خويشتنبين و خودپسند
( 2 ) . غير از آموختههاى خود را
( 3 ) . با توجه به اينكه اين منتقدان ، مطالب علمى بديهى را از مسايل پيچيده كه درك آنها به دقت بيشترى نياز دارد تفكيك نمىكنند ، در كل مساله درمانده شده و نمىتوانند به درستى موضوع را ارزيابى كنند .
( 4 ) . گويا ، انگار
( 5 ) . اروپا
( 6 ) . مائه : صدساله ، قرن ، سده ؛ دومائه : دويست سال
( 7 ) . اشاره به اينكه بعضى اشخاص چون نمىتوانند مفاهيم و طبقهبندىها را درك كنند آن را باطل مىدانند .
( 8 ) . فرنگىمآبان ؛ ( نعت مفعولى ساخته شده از فرنگ ! )
( 9 ) . داراى درجههاى مختلف