امراض باطنيّه و قلبيّه رسته ، صحّت ابد را دريافته ، ايمن از تمام آلام و اسقام روحانيّه « 1 » گرديده و اصحاب وفادارش كه بواسطه عدم مخالفت با آل اطهارش به يك بافته ، رداء عافيت ابد درپوشيدند و در خلد برين از كؤس « 2 » سلسبيل « 3 » نوشيدند .
باعث بر تأليف
باعث بر تسويد « 4 » اين وجيزه « 5 » آنكه بعضى از محصّلين دار الفنون و غيره كرّة بعد اخرى « 6 » از حقير التماس نمودند و دستورى از نسخ معمول به طبّ ايرانى در امراض مختلفه چنانچه معمول خود مىباشد مرقوم دارم ، منقّح « 7 » از زوائد و محتوى بر لبّ معظم « 8 » دستورات موارد علاجى نباتى تا سرمشقى باشد براى مداواى امراض به مذاق ايرانىها ؛ بنا بر عدم اعتماد در اهتمام موارد استعمال ، بل حذاقت و تكميل حرفه و صنعت « 9 » ، لذا اقبال به اسعاف « 10 » و انجاح ملتمس ايشان ننموده چه لغو و بىفايده ديدم رنج و تعب خود را در آن باب ، تا آنكه يكى از مخاديم عظام كه خود و والد ماجدشان را - قدّس اللّه نفسه الزّكيّه و روّح رمسئه و اعلى درجاته فى جنّات النّعيم - « 11 » بارع در صنعت ، علما و عملا « 12 » مىدانم ، علاوه ذوى الحقوق مىباشند نسبت بحقير و عائله ، در استعلاج « 13 » از محضر انورشان امر بدين مهم نفاذ يافت « 14 » . لذا ايجابا لمرامه العالى « 15 »
هامش
( 1 ) . رنجها و بيماريهاى روحى و روانى
( 2 ) . كؤس يا كؤوس جمع كأس به معنى جام و پياله
( 3 ) . جامهاى شراب ناب چشمه سلسبيل ؛عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا :قرآن كريم سوره مباركه انسان آيه 18 .
( 4 ) . سياه كردن ، كنايه از نوشتن
( 5 ) . مختصر
( 6 ) . مكرّرا
( 7 ) . پيراسته
( 8 ) . برگزيده و دستچين
( 9 ) . دليل اصرار ايشان رونق بخشيدن به مطبهايشان بود و نه از روى اطمينان و اعتقاد به اين روش .
( 10 ) . روا كردن حاجت
( 11 ) . كه خداوند جان پاكش را گرامى بدارد و مزارش را آسودگى بخشد و مقاماتش را در ناز و نعمت باغهاى بهشتى برترى دهد .
( 12 ) . آنكه در فضل و كمال تمام باشد و در علم و عمل بر ساير دانشمندان برترى داشته باشد .
( 13 ) . چارهجويى ؛ مشورت
( 14 ) . جارى شدن حكم
( 15 ) . در پاسخ به درخواست ايشان و از روى احترام و ادب