[ مقدمات ]
اعتذار
هنگام شروع در اين تأليف ، قاصد ايجاز « 1 » و اقتصار « 2 » بودم ؛ بعض از مخاديم « 3 » اهل فضل و كمال ، بل دكتر بالاستحقاق ، ناظر اين اوراق گشته اعتراض نمودند كه اختصار بدين درجه جهت متوسطين مانع استعلام است و منافى مرام ، كه مىخواهى حتّى الامكان جمع بين طبّين نمائى و اصلاح ذات البين ، كه طبّ جديد و عتيق ندارد و دوئيّت از جهل و غرض ورزى حسّاد « 4 » خيزد و قضيّه مسلّمه « الفضل للمتقدّم » « 5 » كه حكماء شرق مؤسس بودهاند و موجد « 6 » و اطبّاء غرب مكمّل و مجوّد « 7 » ، در مغزها مرتكز « 8 » سازى ، بهتر آنكه بسطى بسزا داده شود بر رأى انور فضلاء كامل و منشيان « 9 » عامل . واضح و آشكار است كه تأليف كارى است خطير و سهمگين و منتقدين از اطراف در كمين ؛ به تخصيص طبّ كه در اين جزء از زمان دستهبندى شده ، خارجه رفتهها حامى طبّ جديدند ، محترمين و محترفين « 10 » خواهان عتيق كه اندك تنافى به مذاق يكى از طرفين ، « من صنّف فقد استهدف » « 11 » را مصداق گشته هدف امطار « 12 » سهام « 13 » طرفين گردد ، لكن فارس « 14 » در اين ميدان بايد شجاع و دلير باشد و از باريدن تير مغرضين ترس ننمايد . ملحوظ نظر ، فقط اداء تكليف بود و انجام وظيفه كه سر موئى تخطّى از امر وجدان شود كه امتثالش حيات ابد را مضمون و طغيانش
هامش
( 1 ) . كوتاه كردن سخن
( 2 ) . خلاصهگويى
( 3 ) . بزرگان
( 4 ) . حسودان
( 5 ) . آنكه مقدم بوده برتر است .
( 6 ) . پديدآورنده و بنيانگذار
( 7 ) . ترقىدهنده
( 8 ) . جايگزين كردن
( 9 ) . نويسندگان ، مؤلفان
( 10 ) . اهل فن ، صاحب پيشه
( 11 ) . به اين مفهوم كه كسى كه وارد جناحبندى شود خود را در معرض قرار مىدهد . يعنى به علت موضعگيرىها ، كوچكترين اختلافنظر موجب حمله و عيبجويى طرف مقابل مىشود .
( 12 ) . بارش
( 13 ) . تيرها ( با كلمه قبل به مفهوم هدف تيرباران است ) .
( 14 ) . سوار ، دلاور ؛ كسى كه وارد اين عرصه مىشود .