تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مزارش را آسودگى بخشد و مقاماتش را در ناز و نعمت باغهاى بهشتى برترى دهد . قدوه : مقتدا ، نصب العين قديد : گوشت خشك كرده ، نمك‌سود قذف : دور ريختن قشعريره : چنده ، لرز ، لرزه ، راست شدن موى بر بدن ، فراخه قصبهء ريه : ناى قضبان : شاخه‌ها قضيب : آلت تناسلى مردانه ، ذكر قعود : نشستن قلبه : غلبه ، نوعى پرنده از جنس كلاغ ، عكه قلصمه : غلصمه ؛ يادداشت مؤلف : قلصمه رأس الحلقوم بود در موضع ناتى ( برجسته ، برآمده ) در حلق و جمع [ آن ] غلاصم [ است ] و لهات لحمه مشرف بر حلق است در منته اليه كام كه عامه زبان كوچك نامندش و جمع [ آن ] لهوات و لهيات و لهى و لهى و لهاهء [ است ] . قلع : از بيخ كنده شدن قلق : ناآرامى ، اضطراب قمقم : ظرفى است مسين كه آب را در آن گرم كنند ، كمكم ، سبو ، ظرف و آوند عطارى قوبا : نوعى بيمارى پوستى همراه با خارش و زخم پوست قوق : ظاهرا معرب گوك به معنى مغاك ، گودال ، زاويه و گوشه است .

ك - گ

كاويه : سوزاننده كرّت : بار ، دفعه ، مرتبه كرّتا بعد اخرى : مكرّرا كره : كپك كشك آب : آش جو كف : دست ، كف دست كفاه ، كفات : مردان با كفايت و فاضل كفچه : كمچه ، چمچه ، كفگير ، قاشق بزرگ ، ملعقه كلّ : بار اضافه كلال : ماندگى ، خستگى ، تعب كلب الكلب : هارى كلسى : در اصطلاح علم شيمى به آهك زنده مىگويند كه عبارت است از اكسيد كلسيم با فرمول
CAO
. آهك زنده آهكى است كه درنتيجه حرارت دادن به سنگ آهك
Co 3 Ca
در كوره بدست مىآيد . كلف : لكه‌هاى پوستى ، معادل كك‌مك كلمل : كالومل گردى است سفيد ، بسيار نرم و سنگين و بىطعم و بو كه در داخل دستگاه گوارش بتدريج حل شده و به كلرور مضاعف جيوه و سود تبديل
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 190 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه