تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
سريشم : ماده‌اى كه به‌عنوان چسب به‌كارمىرود . سطوت : حشمت ، مهابت ، سختگيرى ، قهر و غلبه سعفه : زخم‌هايى است كه در سروصورت بروز كند و گاه در تمامى بدن و در محل رويش موها ايجاد مىشود . سفرنگان : مفسرين ؛ شرح‌نويسان سفوف : داروى كوفتهء بيخته يعنى الك كرده و غربال‌شده سقط : ناملايم ، تند و زشت سلسبيل : جامهاى شراب ناب چشمه سماع : شنيدار ، شنيدن و گوش فرادادن سمن : فربه سوء القنيه : هرگاه كه مزاج از حال طبيعى بگردد و ضعف بر وى مستولى شود و سوء المزاج نيز گويند ( ذخيره خوارزمشاهى ) . سواره : كنايه از مرضى كه زود به هلاكت انجامد . سونوخوس : يكى از انواع حمّيات سهام : تيرها سهر : بيخوابى سير : وزنى معادل 16 مثقال ( 75 گرم )

ش

شتويّه : منسوب به شتاء ، زمستانى شخار : قليا كه از اشنان گيرند و در صابون‌پزى به كار برند . شخوص : علتى است كه ناگهان عارض مىشود و انسان به همان حالتى كه هست مىماند ، چه نشسته و چه ايستاده و چه خواب و . . . و در آن حس ، خصوصا لمس از بين مىرود . آن را آخذه و قاطوخس نيز گويند
( catalepsy )
[ فرهنگ اغراض طبّى ] . شرج : عضلات لب روده كه در ناحيه مقعد از خروج غير ارادى مدفوع جلوگيرى مىكنند ؛ مقعد شماتت : دشمن‌كامى ، شاد شدن دشمن از رنج شخص ، سرزنش ، سركوفت شنجرف : سولفور قرمز جيوه شيمه : عادت ، خصلت

ص - ض

صبّ : ريختن صباوت : طفوليت ، كودكى ، بچگى صعب نموده : محكم ببندند صوب : طرف ، جانب ، سمت ، ناحيه ضارب : متمايل ضعف : دو برابر ، بيشتر

ط

طاب رمسه : پاك و منزه باد مرقدش طارد : ردّكننده