تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
در اين ولا « 1 » چنين استماع افتاده كه جمعى از فضلاء دانشور در آن صوب صواب ملازم آن جنابند . توقع آنكه آن جماعت را بدين جانب ارسال نمايند تا ما نيز از فوائد صحبت ايشان محظوظ گرديم » و قبل از وصول رسول ، خوارزم شاه از كيفيت مطلع گشته ايشان را طلبيده [ و ] صورت قضيه را با ايشان در ميان نهاده گفت هركدام از شما ميل رفتن نزد سلطان داريد توقف نمائيد و هر كس را رغبت ملازمت او نباشد زودتر از اينجا رحلت نمايد كه رسول نزديك است . شيخ الرئيس و ابو سهل مسيحى بنا بر آنكه از سطوت « 2 » سلطان محمود هراسان بودند سر خويش گرفته از راه بيابان متوجه ابيورد گشتند . روز ديگر چون فرستاده سلطان رسيد پيغام بگذارد و خوارزم شاه گفت : ابو على و ابو سهل مسيحى پيش از اين به چند روز عزيمت خراسان كردند اما ابو ريحان و ابو الخير و ابو نصر تا غايت مصاحبند و ما را در فرستادن ايشان هيچ مضايقه نيست و رسول ايشان را مصحوب خود گردانيده نزد سلطان محمود برد و صورت حال باز نمود . سلطان فرمود : مقصود از فرستادن ، احضار ابو على بود . بعد از آن سلطان فرمان داد نقاشان صورت ابو على را بر چند قطعه حرير كشند و منشيان نشان نويسند و هر نشان با صورتى به طرفى فرستادند . مضمون جمله آنكه حكّام و داروغگان ولايت تفحّص نمايند چون صاحب اين صورت بيابند به پايهء سرير اعلا رسانند . فى الجمله چون ابو على و ابو سهل به دشت و صحرائى كه ميان خوارزم و ابيورد است درآمدند راه غلط كردند و ابو سهل بواسطه تشنگى وفات يافت و ابو على بعد از مشقّت بسيار به ابيورد رسيد . مقارن وصول او بدانجا فرستاده سلطان محمود صورت و نشان بياورد . شيخ ابو على بدين حادثه مطلع گشته متوجه جرجان شد و در آن اوان فرمانفرماى آن ديار شمس الدوله ابو المعالى قابوس بن وشمگير بن زيار بود كه به حليه « 3 » فضل و دانش و جودت طينت و حسن خطّ از ملوك عصر امتياز داشت . چون به مقصد
هامش
( 1 ) . ملك و پادشاهى ، مملكت ( 2 ) . حشمت ، مهابت ، سختگيرى ، قهر و غلبه ( 3 ) . حليت : زيور
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 168 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه