تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مىنمود و ايشان قبل از وصول ابو على به رى نام و آوازه مشاراليه را شنيده بودند و بعض از مصنفّات وى را ديده . لاجرم چون شيخ بدانجا رسيد به تجليل و توقيرش « 1 » مبالغه نمودند و شرائط اعزاز و احترام بجاى آوردند . در اين اثنا مرض مالخوليا بر مجد الدوله استيلا يافته و شيخ الرّئيس به حسن تدبير آن را زائل نمود و چون شمس الدوّله به جنگ هلال بن بدر الدّين حسنويه كه از دار السّلام آمده بود رفت و لشكر بغداد او را منهزم ساخت ابو على از رى متوجه قزوين گشت و از آنجا به همدان رفت و با شمس الدّوله آغاز اختلاط نهاد و شمس الدوله را مرض قولنج عارض شد و به حسن علاج شيخ از آن مرض رهائى يافت و ابو على به خلاع « 2 » و تشريفات گرانمايه مخصوص آمد . سپس در مسند وزارتش نشانيده ، اعيان دولت حسد برده قصد اعدام ابو على نموده ، شيخ از كيدشان آگاه گشته بگريخت و مدّت چهل روز متوارى بود و اثاثه‌اش به يغما رفته و تمام كتبش تاراج شده . در خلال اين احوال مرض شمس الدوله عود نموده بهبودى از مداواى اطبّا حاصل نشد . ناچار ابو على را تفحّص نموده از اختفا بيرونش آورده به مجلس سلطان بردند و امرا از كرده پشيمان زبان به اعتذار و استغفار گشودند و شيخ ناچار اشتغال به معالجه نمود . چون مرض سلطان زائل گشت كرّت « 3 » ديگر به اصرار امرا ، وزارت به دو مفوّض گشت و فضلاء اهل علم از او طلب استفاده نمودند . چون روزها اشتغال به مهام « 4 » مملكت داشت شب‌ها به افادت اهل علم ، اوقات گذرانيدى . در اين بين شمس الدوّله به آهنگ پسر عمّ خود بهاء الدّوله متوجهء جانب بغداد گشت . بنا بر سوء تدبير و اعراض از آنچه شيخ دستور داده در راه مبتلا به مرض سابق شده بطور سخت ، امراء از فوتش ترسيده مراجعت به همدانش دادند [ كه ] در راه وفات يافت . اركان دولت پسرش را به پادشاهى برداشتند و از شيخ التماس وزارتش نمودند ، نپذيرفت .
هامش
( 1 ) . به شكوه داشتن ، بزرگ داشتن ، حرمت و عزّت گذاشتن ( 2 ) . جمع خلعت ( 3 ) . بار ، دفعه ، مرتبه ( 4 ) . جمع مهم ، كارهاى بزرگ ، كارهاى ناگزير