گشتهاند كه در استعمالش خطرى نديدهايم و از عوارض مرض بعدها اثر نديديم و يكى از نسخش اين جيوه مركب است كه :
* شنجرف و نوشادر و زنيان و برگ حنا و چوب چينى ، پر كرده هريك 8 مثقال سائيده بيخته به آب مطبوخ عشبه 24 قرص ساخته يكى صبح يكى غروب در سر قليان كشند . غذا شير و نظير اين است . سيگار يك گندمى داراشكنه كه معمول بوده بلكه كنون هم در مبتلايان به داء الافرنج استعمال مىنمايند اول يكى بعد يك صبح يكى غروب مىكشند .
مورد تدخين
بلى حقير تدخين را لازم مىدانم جهت كسانى كه عيادت مىنمايند از مرضائى كه مبتلا به امراض وافده مسريه مىباشند ، اينكه سيگارى ما دام كه درنگ در آن مكان دارند در لب داشته براى تصفيه تنفّس به هواى اطراف مريض .
و بطور كلى توان ادعا نمود كه تأسيس افروختن آتش و استعمال دخانيات از زمان گلشاه كه ملقب به كيومرث [ است ، متداول ] گشته به تفصيلى كه فارسيان بدان هم داستان مىباشند : آتش براى پرستش و سوزانيدن اخشاب و حشايش و صموغ جهت ميمنت و تبريك و تهيّؤ « 1 » براى عبادت و ايمنى از ابتلاى به امراض ، كلّيّة « 2 » معمول عجم بوده [ است ] .
لزوم منع تدخين بسمومات
چنانچه كنون دستور تدخين به ترياك هنگام مسافرت زمستان براى ايمنى از امراض نزليه يا تسكين فورى اوجاع متداول شده ، حافظ الصّحه « 3 » را واجب و لازم است كه دستور دخانيات را مجتنب باشد حتى تنباك و توتون كه كل داراى سمّيت و اضرارند بلكه اگر پيشرفت دارد و ازش « 4 » بشنوند « 5 » دستور ترك دخانيات دهد بر سبيل الزام و سوء مزاج را به تدابير ديگر رفع نمايد . . .
هامش
( 1 ) . آماده شدن
( 2 ) . بهطور كلى
( 3 ) . طبيبان ، متوليان امر بهداشت و درمان
( 4 ) . از او ( - از پزشك )
( 5 ) . يعنى شخصى دچار اعتياد شده اما از پزشكش حرفشنوى دارد .