چيزى كه بر او توان نشست مانند لگن پهن كوتاهى يا سينى لبهدارى .
و چنانچه غرض ترطيب به ماء فاتر « 1 » قراح ( خالص ) بود ، در ديگ و غيره آب جوش آورده در او ريزند سپس آب سرد داخل نموده فاتر گردد ، مريض را در او نشانيده مالش دهند از اطراف حتى سر و گردن .
هنگام نقصان فاتريّت « 2 » ، آب جوش در او ريزند تا به ميزان اعتدال آيد و اگر غرض تعريق بود بايد حرارت زيادتر باشد مثل آب حمام زمستان كه تحمل توان نمود ، چيزى بر سرش اندازند و مالش دهند پس از تعريق وافى ، جايش را ملايم نموده بيرون آرند به نحوى كه باد نخورد در دثار « 3 » پيچيده در لحافش برند و اگر زمستان است جنب كرسى جايش را مرتب دارند .
به همچنين :
* چنانچه مانند مسلولين ترطيب به ادويه بارده مراد باشد به دستور مانند :
* گل خطمى
* و سبوس جو
* و برگ كاهو
* و هميشه بهار
* و سرخمرز « 4 » و غيره
در ده برابر آب جوش آمده ريزند به دستور معمول دارند .
* در دقّ شيخوخيت كه بواسطه قلّت حرارت غريزيه عارض مىگردد و يا صاحب استرخاء و فلج و لقوه باشد مانند
* بابونه
* بومادران
* اسفند
* شيح « 5 »
* و برگ گردو بلكه پوست سبز گردو
* و سبوس
جوشانيده مريض را در او نشانند مالش دهند .
* ولى در امراض كليه و كبد و قولنج بايد معتدل باشد مطبوخ از :
* خطمى
* و بابونج
* و بزرك
هامش
( 1 ) . نيم گرم ، ولرم
( 2 ) . يعنى كم شدن درجه حرارت آب
( 3 ) . بالاپوش ، روپوش مانند جبّه و عبا و غيره
( 4 ) . عصاء الراعى ، تاج خروس
( 5 ) . درمنهء تركى