تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
* به شركت معده بود يا رحم ، چنانچه در بلع يخ و فالودح « 1 » احساس برودت در دماغ شده و در فرزجه « 2 » به انغوزه احساس به رايحه او در دماغ و تنفّر از رايحه او و تهوّع در معده عارض گشته ؛ * يا سوء مزاج بلا مادّه كه فعلا از او تعبير به صداع عصبانى نمايند و در اينها نيز نافع بود جهت توجه طبيعت به محلّ مولم « 3 » جديد كه رجل بود و طبيعت به هر سمت توجه نمايد ارواح و قوا مشايعت و متابعت طبيعت نموده و مركب اينها مواد مايعه بد نيست ، [ بنابراين ] كلّ بدان جهت بالتّبع رو آرند ، پس هجوم مواد بر اسّ « 4 » كم گشته ؛ چه گويند وجع جذاب مواد است جهت توجه طبيعت به محل وجع و مشايعت ارواح و قوا و مواد بدان صوب « 5 » و شيخ الرئيس طاب رمسه « 6 » در صرع ، سكته و نظير اينها [ دستور ] « دلك الرّجل بالخرق الخشنه من اعلى الى اسفل و وضعها فى الماء الحارّ او الملح الحارّ » « 7 » مكرّر گفته [ است ] . و اين نيز محقق است كه : * غرض از پاشويه اگر فقط جذب مواد از اعلى به اسفل بود ماء حارّ كافى است . * و اگر مطلوب ، ارخاء بشره و تفتيح مسام و رفع سوء مزاج حارّ از عضو بود بايد مانند گل خطمى و جو مقشّر يا سبوس و بلغور او و تاجريزى و غيره داخل نمايند يا طبخ كنند . * چنانچه مقصود رفع ارخاء از عضو بود و تحليل موادّش ، بايد مثل بابونه و بومادران و برگ يوشان « 8 » و شيرين بيان داخل نمايند . * و اگر قوت جذب زائد مراد باشد مثل خردل و فلفل و نمك سائيده افزايند . لذا اين نيز مانند انكباب داراى مطبوخات متعدّده گردد .
هامش
( 1 ) . فالودج ، فالوذج ، فالوده ، پالوده ( 2 ) . شياف ، حمول مخصوص به زنان ( 3 ) . آسيب ، درد ، ناراحتى ( 4 ) . بنياد ، اساس ، محل اوليه ( 5 ) . جهت ، ناحيه ، سمت ( 6 ) . پاك و منزه باد مرقدش . ( 7 ) . بايد با پارچه ضخيم و خشن از بالا به پايين را مالش داد و آن را در آب گرم يا نمك گرم قرار داد . ( 8 ) . آويشن در گويش‌هاى مختلف : صعتر ، سعتر ، آويشه ، آويش ، اوشه ، اوشن ، يوشن ، پودنه ، يوشون ، اوشون .