منافع دلك / دستور پاشويه با دلك
و طريق استعمال در اين هنگام آنكه ادويه را جوشانند در يك من آب . پس از طبخ ، در ابريق « 1 » مسين ريزند و پاها را در طشت نهاده از لوله ، فوق زانو ريخته قسمى كه آگاه به حرارت كند ولى نسوزاند و دو نفر در طرفين هريك پاى را از بالا به پائين مالش دهند [ و ] با كيسهء خشن پاها را محمّر « 2 » كند نه مقشّر « 3 » .
پس از اتمام آب آفتابه ، آب داغ داخل طشت نمايند بدانگونه كه گفتهاند : با كف « 4 » آب ريزند به زانو از بالا به پائين [ و ] مالش دهند .
پس از نيم ساعت تقريبا كه مىخواهد سرد گردد طشت را برداشته و پا را به چادرى پيچيده گذارند استراحت نمايد .
اگر حاجت افتد الى شش ساعت بعد تجديد عمل گردد و بعضى بهتر آن دانند كه ظرفى [ كه ] قعرش تا زانو باشد آب جوش در او ريزند پس از ملايمت ، نمك و سبوس گندم يا جو حسب دستور طبيعت معالج [ ريخته ] پا در او نهند و از بالا به پائين مالش دهند بعد پاها را بيرون آورده به چادر پيچند و گاه جهت سرعت عرق توجه ماده به اطراف اربعه ، پاها در سطلى نهند و دستها در باديه « 5 » گودى و چهار نفر بايد مالش دهند ، دو براى دستها كه هريك در ظرفى نهند جداگانه ولى هر دو پا را توان در سطل واحد نهاد مگر آنكه ضيق باشد ، او را نيز در دو سطل نهند و اگر هيچيك ميسر نگردد آب مسخّن يا مطبوخ در طشت ريزند و مالش دهند به دست يا كيسهء حمام اندك خشن بعد به چادر پيچند پا را .
* پاشويه جهت امزجه حارّه
كه نمىتوان در آنها محرك استعمال نمود [ زيرا ] اسباب وجع مفاصل و ورم گردد و همچنين در امراض حارّه از حمّيات و صداع و غيره
* گل خطمى
* خبازى
* تاجريزى : هركدام مشتى
* برگ گشنيز
هامش
( 1 ) . آبريز ، آفتابه ، كوزه .
( 2 ) . سرخ
( 3 ) . پوست انداختن ، پوست كندن
( 4 ) . دست ، كف دست
( 5 ) . ظرف بزرگ