* مشك
* طرامشيع
* كلوپر « 1 »
هريك دو مثقال بعد از كوبيدن در كوزه آب نديده ريخته
* عرق گاو زبان
* و عرق بهارنارنج
هريك ، يك چارك كه صد و شصت مثقال بود رويش [ را ] صعب نموده « 2 » بعد از يك شبانهروز ، هر 6 ساعت يك استكان از او را با شربت مناسبى دهند ؛ قبل از پنج روز تفتيح حيض خواهد شد .
دستور ششم در معرّقات
چون معرّق منحصر به داروها و نوشيدنىها نبوده ، دستور مقيد به چيزى نگشته [ است ] . و معرّقات مستعملند در :
* حميّات اصليّه و نوائب
* و اوارم ، خصوص اورام عضلات
* و نزولات
* و امراض جلديّه .
و معرّق منقسم گشته به خارجه و داخله .
و از جمله خارجيّه بود :
* هواى اسخن از حرارت بدن انسانى
* و توقّف در گرمخانه حمام
* و نيز لباس گرم پوشيدن
* و دلك
* و بادكش به استكان يا شاخ و سفال
* و حركت و امثال آن از اقسام رياضت
* و توقّف در آب گرم حمام باشد
* يا آب زن عام باشد يا خاص چنانچه در رفاده « 3 » آب گرم
* و گاه شود صبّ « 4 » آب سرد جهت ضدّيت ، عرق آورد .
هامش
( 1 ) . كلپر ، كولهپر
( 2 ) . محكم ببندند .
( 3 ) . پارچه
( 4 ) . ريختن