مگر شرب با شيرخشت يا ترنجبين كه آن هم در اعداد « 1 » عمل آنها محسوب است ، همچنين گل سرخ بل افتيمون شامى و سناء مكى . بلى محتمل است اخشاب و اعواد « 2 » و اصول بلكه برگ از نباتات در طبخ اثر بهتر كند و قوتش از قوه به فعليّت در طبخ بهتر آيد و در اين تسهيلى است براى مريض ، مثلا چنانچه در يبوست طبع ، شب يك مثقال سناء در فنجان نموده يك استكان آبجوش رويش ريخته ، رويش را پوشانيده ، صبح صاف نموده با شكر سفيد نوشد [ و ] غذاى آن روز ظهر آش تمر هندى يا فرنى آرد برنج و شكر سفيد [ با ] شير گاو ميل نمايند - خنك يا گرم - كه فعلا اين را فرنى شير گويند ، حسب مناسبت مزاج بنوشد ، محتمل است يكى دو دست عمل نمايد .
* نقوعى كه حميّات مركبّه را نافع بود
( براى هرروزه مثلا ) :
* ريشه كاسنى : 2
* خارخسك : 2
* شاتره : 2
* ريشه كرفس : 3
* تخم خرفه : 2
* تخم گشنيز : 1
خارخسك را چهار دسته « 3 » رويش زده بعد ريشهها را هركدام سخت باشند ، سپس با دست باريك نموده در
* پنج سير عرق بيد
داخل نموده و دو تخم را كوبيده در تنزيب نهاده ، گرهء رخوى زده فوق دواها نهاده ، ظرفى پهن رويش گذارده ، صبح دواها را خوب به يكديگر ماليده در چنگ - بعد از تنظيف نمودن و نبودن چرك زير ناخنها - يا كوبيده در ناشورى « 4 » پاك فشرده و تخمها را درش نيز شير كشيده با شربت بنفشه بنوشد .
* نقوعات براى چند روزه در كوزه سفالين آب نديده ريزند و از عرقهاى مناسبه رويش ريزند و معلّق دارند ؛ ظرف
هامش
( 1 ) . در اينجا ، عداد صحيحتر به نظر مىرسد .
( 2 ) . چوب بريده شده ؛ چوب
( 3 ) . دستهء سنگ ، هاون ، آنچه كوفتنى هاون را با آن بكوبند .
( 4 ) . ناشور : قسمى پارچه سفيد پنبهاى لطيفتر از كرباس و شبيه به متقال .