پاكى در تحتش نهند آنچه از صبح تا صبح ديگر چكد با اشربه مناسبه دهند .
نقوع مسلولين
* نسخه كه در مدقوقين و امراض حادّه دهند
* نيلوفر كرمانشاهى
* گل بنفشه دستچين
* عناب و سپستان
* تخم گرمك
* تخم خيارين
* صندلين
* تخم حماض ( د ك 2 )
* تخم گشنيز
* تخم خرفه
* فوفل ( د ك 2 )
هريك چهار مثقال در پانصد و شصت مثقال از سه عرق :
* بيد
* و تاجريزى
* و طمش
ريخته در كوزه سفالين تازهء آب نديده سرش را محكم نموده ، اقلا نيم ساعت حركت داده بعد از كوبيدن تخمها و سوهان نمودن مثل صندل و فوفل كه تخضخض « 1 » كامل حاصل گشته بين ادويه و عرقها . بعد به درگاهى آويزند كه متصل به ديوار نباشد [ و ] ظرفى تحتش نهند كه آنچه از مسامات كوزه نشر كند در او ريزد . صبح ناشتا او را با اشربهاى و قرص كافور مناسب مزاج و مرض نوشد .
نتايج نيك بعض اوقات ديده كه تب مزمن را رفع نموده ، اشتعال و التهاب را به كلى بر طرف ساخته [ است ] .
* نقوعى كه حيض را راند و مدرّ قوى بود
* فوّة الصّبغ ( روناس )
* ابهل
* سداب
* تخم خربزه
* تخم كرفس
* انيسون
* افسنتين
* اسفند
* سنبل الطّيب
* جنطيانا
هامش
( 1 ) . جنبيدن ، تكان دادن آب و مايعات