تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و در باب كيفيّت تركيب ادويه مركّبه و استخراج قدر شربت و تعيين درجات مزاجيه و مقدار شربت آنها از معاجين « 1 » و غيره بلكه در بعضى تعيين عمر و [ اين كه ] بعد از مضىّ « 2 » چقدر از زمان استعمال توان نمود و تحديد اسنان « 3 » آنها به صباوت « 4 » و شباب و كهولت و شيخوخت كه پس از او بلا اثر و ميّت است ؛ صرف نظر از كل نموده - مخافت تطويل - مع ذلك كلّه ، همين مقدار بسط خارج از وضع اين وجيزه بوده لكن فرض انسانيت خود دانسته تا ناظرين در اين نگارش ، استقامت بر نهج صواب ورزند و منحرف از طريق صلاح و فلاح نگردند .

وضع علامت براى كيفيات و به حرف نشان دادن

و جهت تسهيل و اختصار ، كيفيات اوليهء ملموسات را ( كه حرارت و برودت باشند : مسمّى به كيفيات فاعله است چه كه احتراق و تلطيف و تخفيف و تخلخل و تفريق بين مختلفات و جمع بين متشاكلات و اذابه و تصعيد ، لازمه حرارت بود و انجماد و تثقيل و تكثيف و تفريق بين متشاكلات و جمع بين متخالفات ، لازم برودت بود و دو ديگر كه رطوبت و يبوست باشند مسمّى به كيفيات انفعاليه است كه چه قبول تشكّل و تفرّق و اتصال به سهولت و آسانى در رطوبت و عسر قبول تشكل و تفرّق و اتّصال در يبوست بود و از تعريفشان يا بى كه حرارت و برودت تعريف شوند به لوازم فعليه و رطوبت و يبوست شناخته شوند به لوازم انفعاليه . ازاين‌رو اين دو را كيفيّتين انفعاليين نامند و آن دو را كيفيّتين فاعلتين ) ، حروف آخر فارسى اينها را علامت قرار دهيم ؛ هكذا : * گرم ( م ) ، خشك ( ك ) ، سرد ( د ) ، تر ( ر ) و مقدار وزن را از حرف آخر عربى آرم هكذا : * مثقال ( ل ) * حمّص كه نخود باشد ( ص ) * و حنطه كه گندم بود ( ط ) * و از سير تعبير به سنگان شد ( ن )
هامش
( 1 ) . معجون‌ها . هرچه متضمن تعديل و تلطيف و تقطيع و تفتيح و تسمين و جلا و حفظ صحت و تحليل باشد آن را معاجين نامند ( تحفه حكيم مؤمن ) . ( 2 ) . گذشتن ، سپرى شدن ( 3 ) . تعيين و تعريف محدوده‌هاى سنّى ( 4 ) . طفوليت ، كودكى ، بچگى