شده باشد شيره كشيده و سرداروج « 1 » كه عبارت از سفوف « 2 » روپاش بود رويش ريزند و نوشانند . ولى حقير دستور مىدهم قبلا در كاغذ يا كف دست به دهان ريخته بعد مطبوخ را نوشد . بهمچنين روغن بادام كه لا بدّ منه است در فلوس جلو آشامند و آنچه مىنويسم [ از نظر ] مقدار جهت شبّان متوسط الخلقه مىباشد و طبيب بايد از روى حدس صحيح حرفهء طبابتى در اسنان متفاوته ، ملاحظه حال سن و بنيه و اقتضاى مرض نموده زياد و كم نمايد مقدار را .
بيان اسنان
و چون اسنان چهار است :
حداثت و شباب و كهولت و شيخوخت .
و سن حداثت كه سن نموّ نيز نامند پنج قسم گردد :
( 1 ) طفوليت كه از هنگام تولّد باشد تا مستعدّ براى نهوض « 3 » ولى بطور صحيح محقق نگرديده .
( 2 ) صبى « 4 » و كودكى بعد از نهوض و قبل از شدت استحكام مفاصل و عظام و پيش از آنكه دندانهاى رضاعى « 5 » بالتمام ريزد و رويد .
( 3 ) سن ترعرع از بعد شدّت و روئيدن دندانها تا هنگام احتلام .
( 4 ) سن رهاق از بعد احتلام تا [ در ] وجه موى رويد و داراى اين مرحله را غلام نيز گويند در عربى .
( 5 ) سن فتوّت از بعد روئيدن مو بود تا سن وقوف كه غالب از بيست و يك بود الى سى و پنج .
در غير اين سن نموّ نيست ولى سمن امكان دارد و در شبّان كه از سى و پنج الى چهل سالگى باشد و كهول كه از چهل الى شصت بود و شيخوخت كه از شصت الى آخر عمر بود تا صد و بيست و ما فوق سن انحطاط بود كه ضعف در اعمال و قوى است . مثل : گل گاو زبان كه در شبان 2 ل دهند [ و معادل ] 48 نخود [ است در ] بالغين نصف و در سن صباوت
هامش
( 1 ) . سردارو : دواهاى خشك سوده و كوفته كه بر سر دواى مطبوخ ريزند .
( 2 ) . داروى كوفتهء بيخته ، يعنى الك كرده و غربال شده .
( 3 ) . بلند شدن ، ايستادن ، آماده شدن
( 4 ) . صبا خوانده مىشود .
( 5 ) . شيرى