اين عوارض داشته و قلعوقمعشان [ كند ] .
چه قدما را عقيده آنكه قبل از استفراغ مادهاى از مواد بدنى ، چيزى دهند كه ماده را مستعدّ دفع سازد و آنچه چنين اثرى دارا باشد حسب :
* مناسبات اجناس مختلفه مواد بدنى ،
* بل ذكوريت و انوثيت
* و طفوليت و شباب و كهولت و شيخوخيت ، او را منضج نامند .
ازاينرو لازم نمايد صفات خود ادويه بل متعلقات آنكه اصطلاحات خاصهء مطب است ذكر نمائيم و چنان ماند كه تشريح خواص ادويه نمودهايم از روى تشخيص مرض ؛ و تشخيص موقوف بر مشاهده مرضى بود و چون طبّ مركب از علم و عمل است كه غايت علم بود و اسّ اساس عمل موقوف به تجربه است و تجربه منوط بر مشاهده بود لذا مشاهدهء مرضى ضرورى براى طبيب معالج باشد و چه متمم [ و ] مكمل صنعت و حرفه او مىباشد و ممكن نيست كس معالج گردد به علم فقط ، بدون مشاهده مرضى و اين مشاهده نيز بايد در تحت نظر استاد حاذق اعلم و اوثق در علاج امراض و [ در ] حفظ صحت [ و ] غيره اعلاء بود تا آنكه پس از اختيار و امتحان به او اجازه استقلال در علاج دهد . بلى حضور در مطبّ براى تعليم و معالجات موقوف است بر اطلاعات علميّه [ شامل ] :
اولا لغات متعلق به تعليم علم طبّ و آنچه طب بر او توقّف دارد ، از اطلاع بر علوم طبيعى و رياضى و تشريح عام مانند عظام و اربطه « 1 » و عضلات و اعصاب و شرائين و آورده و ليمفاتيك و تشريح خاص هريك از احشاء و مخ و نخاع و استحضار كامل بر وظائف و افعال تمام اعضاء و اجزاء بدنيّه حتى جلد و شعر [ و ] مثل اشفار « 2 » و حاجب « 3 » و غيره كه هريك مأمور به چه خدمت براى بدن و حيات شخص مىباشند هنگام صحت و سلامت اعضاء و مشاعر ، تا از روى نقصان و بطلان هريك از وظائف حكم به آفت در آن عضو نمايد كه مصدر ظهور آن عمل مخصوص بوده ؛ سپس استحضار ما تقدّم « 4 »
هامش
( 1 ) . جمع رباط
( 2 ) . جمع شفر : لبه پلك چشم ، محل رويش مژه
( 3 ) . ابرو
( 4 ) . پيشينه ، سابقه