از حال مزاج و غذا و دوا و امراض ، خصوص حميات و اوقات و علامات امراض كليه و مراتب آثار ادويه در بدن انسان از حيث كيفيّت مزاج .
بيان مزاج مركب
كنون آنچه از مركّبات در كليه نسخهجات آرم مزاجش را معين نمايم تا آقايانى كه منكر محسوسات نيستند در امراض حارّه دواهاى بارد استعمال نمايند و بالعكس در بارده و بدين قياس در رطبه و يابسه و نيز از آنچه گذشت به پاكيزگى يا بى كه در امراض ، دواى مفرد نتوان داد و دواء مركب فراهم آيد از مفرداتى كه هريك داراى مزاج خاص و آثارى مخصوص كه معالج برحسب اجتهادش به ازاء عوارض مرضيّه « 1 » ، معيّن نمايد سپس مزاج مركّب را با مزاج كليه بدن موافقت دهد . پس بر طبيب حتم است مزاج مركب را دريابد .
مركب ممكن التفريق
طريق اطلاع بر مزاج [ داروى ] مركب آنكه : كيفيّات اربعهء هريك از اجزاء آن مركب را از قرار قدر شربت گرفته چه كه اين كيفيّت مخصوصه [ يعنى ] حرارت يا برودت و رطوبت يا يبوست مستند به قدر شربتى است كه به تجربه معين نمودهاند كه اين اثر در اين مقدار است از اين دواء استفهام شده ، مثلا گل بنفشه ، 3 ل « 2 » ، مطبوخش در اول سرد و در دويّم تر مىباشد و گل گاو زبان بدين مقدار در اول گرم و تر مىباشد در مطبوخ اقلّ را از اكثر تفريق نموده ، باقى را بر قدر شربات تقسيم نموده ، خارج قسمت مزاج مركب خواهد بود و اين عنوان شامل دو قسم شود : نخست آنكه متحد الوزن و الشّربه باشند و مختلف الكيفيّت مانند ترياق الطّين كه تركيب از حبّ الغار و طين مختوم بود متساوى الوزن ولى اوّل گرم و خشك در دويم و ثانى سرد در اول و خشك در دويم [ است ] .
پس كيفيت حارّه : دو ، بارده : يك ، پس از تفريق بارد از حارّ ، يك حارّ ماند .
هامش
( 1 ) . منظور عوارض مربوط به مرض است .
( 2 ) . اين علامت به معنى 3 مثقال است كه در بخش بعدى توضيح داده شده است .