فصل دويّم در استعمال ادويه
نخست آنكه هنگام علاج ، تصرّف در ستّه ضروريه نسبت به انواع استفراغات از مسهل و مقيّئ و مدرّ و معرّق و غيره مختلف گردد خصوص غذا كه در التهابات مهيّجه و امراض بارده [ نقش مهمى دارد ] .
ضمنا در تلو مطالب ماضيه گفته آمده و بعد نيز آيد كه بايد در اينگونه امراض ، غذاء را برابر كيفيات مناسب مرض داد و خوض « 1 » در هريك از دستورات حفظ صحت از عنوان اين وجيزه خارج و مختلف فيه مىباشد جهت آنكه سليقهء اطبّا در طرز رعايت حفظ صحت ، مختلف است ؛ صرفنظر نموده فقط اين مقدار را در اين موقع بايد تذكر داد آنكه :
اكثر مرضائى كه به طبيب رجوع نموده استعلاجش را خواهانند واجد عوارض مختلفه مركبى مىباشند كه [ اگر داروى ] مفرد ، صاحب اثر و خاصيت مفرد « 2 » بود نتوان معالجه نمود . چه ما دام كه مرض خفيف و تعدد عوارض مفقود بود رجوع به طبيب ننمايند كه كسالت جزئى است ، به پرهيز رفع مىشود . فرضا اگر عليل اظهار عدم تحمل نمايد از بعض عوارض به سليقه خود تدارك نمايند ، مثلا مريض اظهار عطش نمايد « 3 » آب هندوانه مىدهند ، اگر يافت نشد لعاب اسفرزه بنوشانند [ به ] تقليد ، كه وقتى طبيبى در محرقه به كسى داده . محتمل است كه همين تصرف ، اسباب بدى حال او گردد و بالجمله پس از سختى نزد طبيب آرند . بعد از تحقيق از استعلام حال بيند مثلا تب دارد با حال نزليّه « 4 » و قلّت عصيان طبيعت « 5 » . حسب الحالات منضجى از بنفشه جهت قطع تب و پرسياوشان براى تسكين سرفه و تخم خيارى كه او را راند و ترنجبين تليين آرد و اگر استنباط غلظت خلط كند گل گاو زبان دهد و نادر است مفردى داراى چنين خواصى باشد كه ضديت با تمام
هامش
( 1 ) . دقتنظر ، عميق شدن
( 2 ) . در متن اصلى اينگونه است : خاصيتى مفردى
( 3 ) . در متن اصلى نمايند آمده است .
( 4 ) . زكام ، سرماخوردگى ، چايمان
( 5 ) . تخفيف حالت بيمارى